رویت هلال
براي اينكه يك ماه قمري شروع شود بايد هلال ماه رويت شود، يعني با ديدن اولين ماه در آسمان يك ماه قمري آغاز خواهد گرديد.
ماه تنها قمر زمين كه هر 5/29 شبانه روز يكبار به دور زمين مي چرخد و به دليل پيچيدگي مدارش، تعيين زمان رويت شدن اولين هلال آن كار چندان آساني نيست. شايد چنين به نظر آيد كه رويت هلال ماه قمري تنها مربوط به كشورهاي اسلامي است، اما جالب است بدانيم كه در تمام نقاط دنيا منجمان به دنبال رصد هلال ماههاي قمري با همان نامهاي محرم، صفر و… مي باشند و ركوردهاي مختلفي را نيز به نام خود ثبت نموده اند. اين ركوردها مربوط به زمينه هاي مختلفي مانند سن ماه، جدايي زاويه اي ماه از خورشيد و غيره مي باشد. رصد هلال ماه با چشم و يا با ابزار صورت مي گيرد.
ركوردي كه توسط چشم غيرمسلح در زمينه سن ماه ثبت شده است مربوط به راصدي به نام آقاي استيون ان شور مي باشد كه هلال ماه شوال 1409 قمري را با سن 14ساعت و58 دقيقه رويت نمودند و ركورد مربوط به رصد با چشم مسلح به نام آقاي سيد محسن قاضي ميرسعيد ثبت شده است. ايشان هلال ماه رجب المرجب 1423 هجري قمري را با سن 11ساعت و41 دقيقه رصد نمودند.
روش عملي رؤيت هلال ماه :
اول اينكه مكان رصد بايد به دور از آلودگي هوا و گرد و غبار و دود شهرها بوده و همچنين از آلودگي نوري شهرها نيز دور باشد. بهترين مكان براي رصد هلال ماه ارتفاعات مي باشد زيرا در آنجا گرد و غبار اثر كمتري مي گذارد و هم به افق مسلط تر مي باشيم دوم، انتخاب لوازم و وسايل مناسب براي رصد مي باشد. يكي از مهمترين ابزاري كه بايد همراه يك رصدگر هلال ماه باشد يك دوربين دوچشمي است.
دوربين خوب دوربيني است كه بزرگنمايي، وزن، قيمت و جنس مناسب داشته باشد و بهتر است تك چشمي نباشد و قرار گرفتن بر روي پايه براي دوربينهاي قدرتمند بسيارحايز اهميت است براي رصد هلال بايد لحظه غروب خورشيد، مكان غروب خورشيد، ارتفاع و مكان ماه در لحظه غروب خورشيد را بدانيم.
قبل از غروب خورشيد بايد مكان غروب خورشيد و مكان ماه را به دست آورده و دوربين خود را در آن نقطه تنظيم نماييم. دور بودن سايت رصدي از مناطق نظامي جهت جلوگيري از اشكالات بعدي، اقدام گروهي براي رويت، داشتن اطلاعات مربوط به هلال، به همراه بردن پوشش گرم براي فصول سرما و امكانات اوليه درماني از جمله تدابيري است كه پيش از رصد بايد مورد توجه قرار گيرد. با ديدن هلال بايد چشم را باز و بسته نموده و به طول كمان و جابجايي هلال دقت كنيد تا با ابر، هواپيما و … اشتباه نگرفته باشيد و بدو ن عجله شاخصي را روي زمين براي نشان كردن آن در نظر بگيريد و سعي كنيد هلال را دوستان ديگر گروه نيز ببينند.
منبع:http://iranastronomers.org
O
نوشته شده در روز یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:26
توسط :ونوس
|
نوشتاری خودمانی از محمد ستوده
به نام خدا

آدما به گونه های مختلف به چیزهای متفاوت علاقه مند می شند و به اندازه ای، برای پیشرفت در اونا تلاش می کنند .
خب ، هممون (دوستداران ستاره شناسی ) علاقه مندیم که بیش از پیش در این رشته به پیش رویم برخی جدی ترند ( حرفه ای ترا ) و برخی با تفنن .
دراین راستا همه ما سختی های نایکسانی را در این راه می بینیم که چرایی های گوناگونی داره . اما همه می دونیم که یکی از اونا نداشتن دانش بسنده ی مردمه . روشنه که ما برای فعالیت هامون ( به ویژه غیر حرفه ای ها ) با بسیاری از این سختی ها باید کنار بیاییم یا اونا رو از میان ببریم .
خب ، یکی از هدف هایم اینه که با هم دیگه بینیم 1- چی برای پیشرفت کم داریم یا چه دشواری های کلی ای وجود داره 2- توی هر مورد به گونه ای، تک تک مورد های ریز تر رو با هم بشمریم و براشون پاسخ بیاریم . پس بیایید با هم بریم :
حالا من از این جستار کلی آغاز می کنم . تو بگو که :1- چه سختی هایی در اثر نداشتن دانش بسنده ی مردم از ما ، کارمون ، و نوع دانشمون ساخته می شه؟ 2- این چه ربطی با فرهنگ عمومی مردم ( درهرشهر یا کشور ) داره؟ 3- چه فرهنگ و دیدی به طور خصوصی در مورد اینا باید وجود داشته باشه؟ 4- چطور؟ 5- این مورد در اصل چه اندازه مهم و کاراست؟ 6- چقدر این مورد حل شده و چه اندازه از حالت آرمانی دور هستیم؟ 7- پیش بینی تون برای آینده ؟
.
می تونید مثال هم بزنید .
به امید دیدارتون .
O
نوشته شده در روز یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 2:37
توسط :هسته نجوم
|
بدون عنوان
در این بخش چند سئوال،که شاید برای تعدادی از دوستان سطحی به نظر برسد را مطرح می کنم. در هر صورت وبلاگ در مکانی قرار دارد که افراد نامانوس با نجوم را هم شامل می شود...
1.ماه چگونه می درخشد؟
اگر شما می توانستید در روی سطح ماه بایستید زمین را چهار برابر کره ماه و تقریبا صد برابر روشن تر از آن می دیدید.بعضی اوقات که ماه یک هلال باریک روشن است،ما می توانیم طرف تاریک ماه را به طور ضعیف و به وسیله نوری که از زمین به آن منعکس می شود ببینیم.این حالت به عنوان مهتاب زمین شناخته شده است.البته به آن زمین تاب هم می گویند.
2.چه چیز باعث تغییر فصل می گردد؟
علت اصلی فصل ها،کج شدن محور زمین از حالت قائم می باشد.محور زمین زاویه ای بین 23.5 درجه از حالت قائم نسبت به سطح مدار زمین دارد.نتیجه این امر این است که ارتفاع خورشید در نیمروز در طول سال به اندازه 47 درجه تغییر می کند.هر چه ارتفاع خورشید در آسمان زیادتر باشد،در روی سطح زمین گرمای بیشتری احساس می شود و بتدریج که سال می گذرد درجه حرارت متوسط با ارتفاع خورشید تغییر می کند و چهار فصل را به وجود می آورد.
3.چند سیاره را می توانیم در آسمان ببینیم؟
بدون استفاده از تلسکوپ،ما می توانیم پنج سیاره را در آسمان ببینیم.آنها عبارتند از:عطارد،زهره،مریخ،مشتری و زحل.البته در مقابل چشم غیر مسلح، آنها همانند ستارگان روشن به نظر می رسند،اما محلشان در اسمان تغییر می کنند.این پنج سیاره بایستی در زمان های قبل از تاریخ نیز شناخته شده باشند.از زمان اختراع تلسکوپ سه سیاره دیگر کشف شده است:اورانوس،نپتون و پلوتو.که جدیدا پلوتو به نام سیاره کوتوله معرفی شده است.نپتون و پلوتو به قدری کم نور هستند که بدون تلسکوپ نمی توان آن ها را دید.اما اگر قدرت دید شما خوب باشد، در یک شب خیلی صاف و این که بدانید کجای آسمان را نگاه کنید ،شاید بتوانید اورانوس را ببینید.
4.آیا فضا خالی است؟
فضا در واقع اصلا خالی نیست .جز در مورد سحابیهای روشن و تاریک ،بین ستارگان گاز بسیار رقیق و غبار که مستقیما نمی توان آن ها را دید وجود دارد.بیاری از سحابیها متراکم تر از گازهای رقیق بین ستارگان هستند.در فضای بین ستارگان به طور متوسط در هر سانتی متر مکعب یک یا دو اتم وجود دارد(هوای معمولی دارای ده میلیون میلیارد مولکول در هر سانتی متر مکعب است.)
پ.ن:پنجشنبه شب،مورخ 16 شهریور،ماه گرفتگی جزئی روی خواهد داد که در ایران هم قابل رویت است.بهترین زمان برای رویت آن بین ساعات 20:45 تا 22:30 می باشد.فقط خدا کنه که هوا ابری نباشه...با دوربین دو چشمی می توانید مرز بین سایه و نیمسایه آنرا تشخیص دهید.

پ.ن:اسمارت 1 نابود شد!!
O
نوشته شده در روز یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 11:42
توسط :اورانوس
|
مفاهیم اولیه
بد نیست که با یک سری مفاهیم اولیه که در گزارش های خبری هر چند وقت یکبار گفته می شود، آشنا شویم:

مقابله: در هر دوره هلالی،یکبار دوسیاره با خورشید بر یک خط و در یک سوی آن قرار می گیرند.
مقارنه: در هر دوره تناوب نیز یکبار بر یک خط و در دوسوی مخالف خورشید،واقع می شوند.
دوره تناوب هلالی: که در آن حرکت زمین دخیل است، مدت زمانی است که از یکبار قرار گرفتن خورشید، زمین و سیاره در امتداد واحد تا دفعه بعدی طول می کشد.چون هم زمین و هم سیاره حرکت می کنند.دوره تناوب هلالی و نجومی تفاوت قابل ملاحظه ای با هم دارد.
دوره تناوب نجومی: زمانی است که طول می کشد تا سیاره یک گردش کامل را بر مدار خود بپیماید.صورت دیگر: مدت زمان لازم برای اینکه سیاره،از دیدگاه خورشید، یک دور کامل را بر کره آسمان طی کند.
پی نوشت :این لینک هم در نوع خودش خوب است.
O
نوشته شده در روز چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 14:30
توسط :هسته نجوم
|
کیهان شناسی 2
این متن ادامه ی متن آقای ستوده درباره ی مبحث کیهان شناسی میباشد.
درادامه نوشتار پیشین که شروع آن دیباچه وپایان آن چند پرسش گفته شد ،خواستارم تا با بررسی ساده آنها ،در زیبایی و بینش کیهانی سیری کنیم .
فرمول های گوناگونی هستند که می توانند شمارسیاراتی شبیه به زمین را نشان دهند که شرایطی را داشته باشند تا درآنها زندگی ساخته شود وادامه یابد. اما این فرمولها شمار گوناگونی به ما می دهند. دوم آنکه این شماربرای یکی ازدها میلیارد کیهان جزیره است وآن جزیره ماست ، راه شیری . که برای آن ، شمار صدها تا میلیون ها گفته شده است . این شماررا برای انبوه دیگرجزیره ها خود خیال کنید .
در برترین نظریه ها یی که درباره چگونگی شکل گیری زندگی براین جایگاه ستایش شده ارائه شده ، آمده است که پس ازخنک شدن زمین ، آتشفشان ها ، که بیشترین آنها در زیر آبها بوده ، با فوران شدید ، ماده وگازهای گوناگونی ازجمله گوگرد را به دریاها می ریختند که به شکل حباب ازژرف آب ها به سطح آن می آمدند ودرهنگام این جریان ، با آب و دیگر ساختارهای درون آن ، ساختارهای تازه را تولید می کردند.
گازهای به هوا رفته به وسیله جرقه های آسمانی ( که در آن زمان زیاد بودند ) ساختارهای تازه وگوناگونی را می ساختند باران آنها را دوباره به دریا می برد و با گرمای آتشفشان ها و ماده های درون دریا ساختارهای پیچیده تری را بنا نهادند با پیشرفت این فرآیندها وگذرمدت بسیاری ،آب های زمین چیزی شد که به آن سوپ بنیادی گویند. ماده آمی از آن ساخته شد و پس از آن اسید های آمینه و DNA و... . (ببخشید که نوشتار به اینجا جابجایی داده شد ، اما در این راه شایسته است.)
انگارهمانگونه که انبوهی الکترون که هرکدامشان جداگانه به دور یک پروتون می گردند می توانند شگفتی آفرینند ، از سحابی تا ستاره تا ساخت عنصرها و مولکول هایی با خواص باور نکردنی تا انفجار ستاره ، ستاره نوترونی ، سیاه چاله و... ، شگفتی آنگونه که گفته شد می تواند به وجود آید . آیا شما فکر نمی کنید بتوان همین گونه که پیش بینی برای انبوهی هیدروژن کنارهم می شود همانطورهم برای شمار زیادی کره هایی که شبیه زمینند پیش بینی کرد که ... .
خیال کنید ستاره شناسایی را در جای جای کیهان که مانند ما می پرسند چگونه ممکن است اتم ها در کره ی دیگری که به دورستاره ای می گردد گرد هم آیند تا مجموعه ای بسازد که توان دارد درباره سرچشمه حیات یا کیهان یا ماده و وجود بیندیشد.
آنها به اندازه ی ما دراین ها فکر کرده اند. بسیاری شان بسیار از ما پیشرفته تر، متمدن تر با فرهنگ تربا اخلاق ترو... اند. اگرمی توانید اینها را رد و یا بپذیرید به ما هم بگویید .
O
نوشته شده در روز پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 12:57
توسط :ونوس
|
شکل گیری جهان و...
یکی از اعضای هسته نجوم به نام آقای محمد محمدی ستوده، مطلبی را از آنچه که تا حال در این زمینه مطالعه کردند ارائه دادند که خواندن آن و پیگیری ادامه آن حتما جالب خواهد بود.ازشون تشکر میکنم....

پس از نظریه داروین،انسان به دنبال پاسخ گویی به پرسشهای دیگر رفت: اینکه ما چگونه در میان حیوانات شکل گرفته ایم و پیشرفت کردیم؟حیوانات چگونه شکل گرفتند؟،حیات چگونه به وجود آمد؟،تا اینکه رسیدیم به این که زمین چگونه،چه موقع و از کجا به وجود آمد؟ چگونه تحول یافت؟ و چرا آماده رشد حیات پیچیده شد؟ بی توقف،به دنبال این رفتیم که ستارگان و منظومه ها چگونه شکل گرفتند؟اکنون می گوییم :در زمانی انفجار بزرگی، از وسعتی بی نهایت کوچک و در زمانی بی نهایت کوتاه در محیطی بی نهایت چگال و با گرانشی غیر قابل تصور در محیطی که جنس آن معلوم نیست رخ داد.به غیر از آن چیز بی نهایت کوچک در هستی مادی هیچ نبود.یک عالم نوظهور چگونه منبسط می شود؟ اکنون این منظومه بزرگ را میبینیم که در آن دهها میلیارد کهکشان گوناگون وجود دارد،که هر کدام از آنها دارای صدها میلیارد ستاره ی گوناگون با ویژگی های منحصر به فرد خود هستند، و به دور بعضی از آنها منظومه ها و سیاراتی در گردشند و در یکی از آن بی نهایت ها،زمینی با حیات و انسانهایی پر قیل و قال وجود دارد.این مطالب یک واقعیت عینی است.اما اگر از این پرسش (که آیا ما یکی در این بی نهایت هستیم؟)بگذریم،از لحاظ علمی و آماری آیا ممکن نیست که نه یکی بلکه بسیار تمدن های دیگر در این کیهان وجود داشته باشد؟به پرسش دیگری باید پرداخت که چرا و چگونه باید از آن بی نهایت کوچک، این کیهان منظم،دقیق و زیبا به وجود آید؟و چرا باید این چنین شرایط دقیق و ظریفی را داشته باشد؟تا در دل خود حداقل یک حیات را به وجود آورد.
ادامه دارد...
O
نوشته شده در روز یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 15:2
توسط :هسته نجوم
|
گاهشمار ایرانی
به دلیل نزدیک شدن به عید نوروز و این جشن باستانی خجسته، بر آن شدیم مطلبی را در خور آن به صورتی مفید عرضه کنیم...

پیشاپیش این عید خجسته را به تمامیه ایرانیان از جمله دوستان وبلاگی تبریک عرض میکنیم .
امروزه بر همگان آشکار است که هیچ سالنمایی به رسایی سالنمای ایرانی نیست، زیرا این روزشماری در ایران باستان بر شیوه ی ستاره شناسی بسیار دقیق انجام شده و در میان دیگر سالنماها از همه جهات سرآمد است. اکنون ببینیم که این چگونه گاه شماری است که این همه ستوده شده است.
در ایران باستان هر سال 365 روز(به جز کبیسه) و دارای 12 ماه بود که نامهای آنها بدین ترتیب است:فروردین، اَردیبهشت، خورداد، تیر، امرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، وهمن(بهمن)، سپندارمذ(اسفند)
توجه داشته باشید که واژه مرداد به معنای چم مرگ است و زمانیکه (ا) نفی بر سر آن می آید به معنای چم بیمرگ می باشد.هر ماه نیز دارای 30 روز می بود و هر روز دارای نام مشخصی، که این نامها بدین ترتیب است:اورمزد، وهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خورداد، امرداد، دی باذر، اذر، ابان، خور(خیر)، ماه، تیر، گوش، دی بمهر، مهر، سروش، رشن، فروردین، ورهرام، رام، باد، دی بدین، دین، ارد، اشتاد، اسمان، زامیاد، مانتره سپند، انارام .در سالهای کبیسه روزاضافه شده را اَوَرداد به چم اضافه شده گویند.
تا اینجا از 360 روز یاد شد و 5 روز بر جا می ماند. این پنج روز در پایان سال بنام پنج روز پنجه می باشد.که نامهای آنها بدین گونه است:آهنَوَد، اُشتَوَد، سِپَنتَمَد، وُهوخَشَتر، وَهِشتواِش
کبیسه: در زمان پیشین کبیسه به دو گونه بود؛ ابتدا هر 120 سال یک بار کبیسه می گرفتند و یک ماه بنام اَوَرداد اضافه میکردند، سپس بدین نتیجه رسیدند که هر چهار سال یکبار کبیسه بگیرند و یک روز اضافه کنند.در سالنمای ایرانی روزی که نام ماه و روز یکی می شود را جشن می گیرند. مانند جشنهای:ابانگان، اذرگان، دیگان و...... و بسیارند از این جشنها که امروزه بجای آن مراسم عزاداری تازیان در ایران زمین، در ایران کورش، ایران داریوش، ایران زرتشت، ایران رستم فرخ زاد، ایران فردوسی و ایران هزاران نفر دیگر برگزار می گردد.این جشنها به میزانی زیاد بوده که ابوریحان بیرونی از آنها اینگونه یاد می کند:(جشنهای ایرانیان بگونه ای زیاد است که بدین ماند شما بخواهید تعداد رودهایی که به یک اقیانوس سرازیر می شوند را بشمارید.)
گاهشمار ایرانی خورشیدیاست، و این ویژگی را دارد که در آن سال با دو گذر پیاپی پدیدار خورشید از هموگان ( اعتدال) بهاری تعریف میشود. گاهشمار ایرانی بر نپاهش (رصد) های اخترشناختی دقیق استوار است، و فزون براین دارای راژمان (سیستم) اندرهلی (کبیسه) هوشمندانهای است که آن را از همتای اروپاییاش، گاهشمار گرگوری، با اینکه جوانتر است، دقیقتر میکند. این گاهشمار پیشینهای بس دراز دارد در فرهنگ ایرانی، و بویژه ژرفترین ریشههایش به آیینهای زرتشتی میپیوندند.
جشن نوروز، که میراثی است زرتشتی با بسیاری بارهای فرهنگی، نماد شادی آدمی است از بیداری یا نوگشت طبیعت پس از گذشت زمستان سترون. نوروز را روزها یا هفتهها پیش از هموگان بهاری آیینها و ترادادهای شادی بخشی که از گذشتههای کهن برمیخیزند همراهی میکنند. از آن میان میتوان خانه تکانی، سبزه ریزی، و جشن چهارشنبه سوری پیش از نوروز و همچنین جشن سیزده بدر را یاد کرد. هزاران سال است که نوروز را مردمان گوناگونی که در آسیای باختری و مرکزی زندگی می کنند جشن گرفتهاند، با وجود دگرسانیهای قومی، دینی، یا زبانی. گذشته از پیام ژرف نوروز، این که این آیین به دین یا قوم ویژهای تعلق ندارد دلیلهایی اصلی هستند که آن را میراث فرهنگی مشترک ملتهای گوناگون با زمینههای فرهنگی گوناگون کردهاند.
پ.ن:به برخی از کلمات اصیل فارسی در متن بالا توجه کنید ،برای من به شخصه خیلی جالب و نامانوس بود .
پ.ن:برای دانستن ریشه کهن گاهشمار ایرانی حتما ادامه مطلب را مطالعه کنید.
پ.ن:برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید.
,ادامهی مطلب
O
نوشته شده در روز یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 19:28
توسط :اورانوس
|
حیات بر روی ماه/سرگذشت ماه
ماه صحرای خشک لم یزرعی است.نه جو وجود دارد،نه آب،نه گیاه و نه حیات حیوانی .فقدان آب همچنین دال بر فقدان ابر در آسمان و نیز فقدان غباری است که از فرسایش آب و باد بوجود می آید .بدون جو،انتقال صوت و در نتیجه صحبت کردن امکان پذیر نیست،فلق و شفقی وجود ندارد،طلوع و غروب خورشید ناگهانی است. وقتی جو نباشد آسمان،آبی نیست بلکه سیاه به نظر می رسد. خورشید فقط دایره ای از نور است و زمین در آسمان ماه چون کره رنگارنگی به چشم می آید .

تا آنجا که می دانیم ماه نیز ،مانند زمین و خورشید،در حدود 4.5 بیلیون سال پیش زاده شد.در آن زمان توده بزرگی از ابری از گاز و غبار، جدا شد و بر اثر نیروی گرانش شروع به انقباض و در نتیجه شروع به گرم شدن کرد..این توده انقباض یافت تا سرانجام به اندازه و شکل کنونی ماه رسید.شتاب گرانشی کم و دمای سطحی زیاد ماه موجب شد که گازهای سبک از سطح آن بگریزند.
گرمایی که از سطح ماه تشعشع می شد سبب گردید که این کره به مایع بدل شود.سپس سطح ماه انجماد یافت و یک بیلیون سال بعد داخل آن نیز منجمد شد.دو نظریه درباره تکوین پست و بلندیهای سطح ماه وجود دارد.نظریه محتملتر این است:
شهاب سنگهایی که ماه در مسیر خود با آنها بر خورد کرده است مسئول نشانه های سطحی ماه هستند. بیشتر این شهاب سنگها،موجب پیدایش دهانه ها شدند، ولی معدودی که خیلی بزرگ بودند توانستند در زمانی که داخل ماه هنوز سیال بود، در سطح ماه شکافهایی ایجاد کنند و جریانی از گدازه را سبب شوند که سطح را پوشاند و همه دور و بر را محو کرد.مطالعات رادیواکتیوی سنگ آذرین دریای آرامش حاکی از آنست که این جریان گدازه ای در حدود 3.7 بیلیون سال پیش روی داد.
از قرار معلوم در آن زمان شهابسنگ بسیار بزرگی سطح ماه را شکافت و گدازه جاری شده این دریا را بوجود آورد. دهانه هایی که اکنون در این دریا دیده می شود.جوانتر از 3.7 بیلیون سال هستند.شاید هم اکنون شهابسنگ های بزرگی در زیر همه دریاها وجود داشته و مسئول فزونی نیروی گرانشی باشند که در پرواز از فراز دریاها تجربه می شود.چنین است زنجیره احتمالی رویدادهایی که چندین بیلیون سال پیش به تکوین نشانه های سطحی ماه انجامیدند و جز دو مورد استثنا، این نشانه ها همان هایی هستند که هنوز هم وجود دارند .هیچ باد وبارانی فرسایش دهانه ها و دریاها را سبب نشده است .دو مورد استثنا عبارتند از:
1.احتمالا هنوز هم فعالیت های آتشفشانی بسیار خفیفی در دل ماه وجود دارد. وجود گنبدکها بر سطح ماه را به چنین فعالیت هایی منتسب می کنند.
2.غبار و شکسته سنگها و قلوه سنگهایی که بر سطح ماه دیده می شود معلول برخورد دایمی ماه در مسیر خود با شهابوارها و خرده شهابوارها است.
پ.ن:راستی هر کسی اگر مطلب خاصی را دوست داره، یه پیشنهادی در مورد مطلبش بده ،تا اگر مقدور بود یه اطلاعاتی در اختیارش بگذاریم.
قابل توجه دوستان که این مطلب را در مورد منظومه شمسی نوشتم ،تا در تمامیه مباحث فعالیت داشته باشیم...
O
نوشته شده در روز سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 12:13
توسط :اورانوس
|
آينده عالم

در چند دهه گذشته، اختر شناسان توانستند سن عالم را تخمين بزنند. تنها 10 تا 15 ميليارد سال از عمر عالم مي گذرد. با مقياسهاي بشري و حتي زمين شناسي، اين مدت بسيار طولاني به نظر مي رسد، اما در حقيقت عالم ما هنوز نوزاد است! هنوز آن قدر زمان سپري نشده است كه بسياري از جلوه هاي زيباي خود را به نمايش بگذارد. آينده عالم در ابهام است، با تغييراتي كه رخ خواهد داد ممكن است ستاره ها و كهكشانهايي كه عالم كنوني ما را مي سازند، چهره كاملا متفاوتي براي آن پديد آورند، كيهاني با ستاره هاي يخ زده عجيب، سياهچاله هايي كه تبخير مي شوند و تك اتمهايي به بزرگي كهكشانها! اخترشناسان گاهي درباره پيشامدهايي بحث مي كنند كه تا ميلياردها سال ديگر رخ خواهد داد. مثلا از مدل تحول ستاره ها مي دانيم كه خورشيد دست كم تا 1.1 ميليارد سال ديگر، بزم حيات روي كره زمين را بر هم نخواهد زد. خورشيد پس از 7 ميليارد سال نيز تبديل به غول سرخي مي شود كه تا چند صد ميليون سال سوخت هسته اي دارد و در پايان با از دست دادن لايه هاي خارجي اش كوتوله سفيدي از آن بر جا مي ماند كه رفته رفته، كم فروغ مي شود. آيا همه ستاره هاي آسمان روزي خاموش خواهند شد؟ اگر همه ستاره ها از بين روند، چه بلايي برسر عالم خواهد آمد؟ آيا در محيطي بي ستاره مي توان دنبال حيات گشت؟ آيا به راستي پايان مشخصي براي عالم وجود دارد؟ زماني كه پس از آن ديگر هيچ چيز رخ ندهد؟
ادامه دارد...
ترجمه مقاله فرد آدام در سایت:www.livescience.com
O
نوشته شده در روز یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 11:17
توسط :ونوس
|
تلسکوپ

هنگام خرید تلسکوپ ویژگیهای زیر را باید مدنظر قرار داد:
مشخصات فنی تلسکوپ:
اگر تلسکوپ آینهای باشد:
۱)نوع طراحی اپتیکی
۲)قطر آیینه
۳)فاصلهی کانونی
۴)نسبت کانونی
۵)توان تفکیک
۶)حداکثر قدر قابل رویت
۷)حداکثر بزرگنمایی
۸)دوربین منظریاب
۹)نوع مقر
۱۰)سه پایه
۱۱)چشمیها
۱۲)مبدل عکاسی
۱۳)لوازم جانبی
۱۴)وزن کل
۱۵)ابعاد لوله
۱۶)جنس آینهی اصلی و ثانویه
۱۷)سرعت موتور
چند مارک معروف و معتبر برای تلسکوپ:
MEADE – CELESTRON – VIXEN – SKY WATCHER – ORION
لازم به ذکر است که صاایران هم در حال حاضر تلسکوپهای خوب و با قیمتهای بسیار مناسبی تولید میکند.
امیدوارم که این مطالب براتون قابل استفاده باشد. در صورت وجود هر گونه سوال یا اشکال آماده پاسخگویی هستیم...
O
نوشته شده در روز سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 12:31
توسط :ونوس
|
لکه بزرگ خورشید و شفق های قطبی درخشان
لکه ی بزرگ خورشید در این موقع از فعالیت های خوشید یعنی در زمان افول و افت این فعالیت ها اختر شناسان را به شگفتی انداخته است.

منظومه ی شمسی هم اکنون زمان فعالیت 11 ساله اوج خود را به پایان رسانده است و روند نزولی به خود گرفته است. اما گاهی اوقات ستارگان رفتار های انجام می دهند که همه را غافل گیر می کند و باعث شگفتی همگان می شود.
به تازگی لکه ای بزرگ و قوی بر سطح خورشید نقش بسته است و به دلیل آن 7 فوران شدید خورشیدی به وجود آمده است که ذره های خورشیدی حاصل از انفجار که به محیط اطراف زمین رسیده اند مشکلاتی را در ارتباطات رادیویی سبب شده است در عین حال جلوه ی زیبایی به آسمان شب ساکنان عزض های بسیارشمالی یا جنوبی بخشیده است. ظهور شفق های قطبی که این شبها شانس دیدنش برای ساکنان عرض های پایین تر وجود دارد و هر چه به عرض های بالا تر می رویم امکان دیدنش کمتر می شود.

گروه لکه ای که هم اکنون بر قرص زیبا و درخشان خورشید خود نمایی می کنند به قدری بزرگ هستند که با چشم غیر مسلح و با فیلتری مناسب رصد خورشید قابل رویت می باشند.نکته ی جالبی که در باره ی این گروه لکه وجود دارد پایداری بیش از اندازه ی آن است. این گروه لکه که به نام علمی 10789 شناخته می شوند حدود یک ماه پیش ظاهر شدند و بعد از اینکه به خاطر گردش خرشید از دید زمین پنهان شدند اکنون دوباره ظاهر گشته اند و تغییرآن چنانی در اندازه شان دیده نمی شود در حالی که تعداد معدودی لکه وجود دارند که بعد از یک گردش کامل خورشید هنوز پایدار بماند.
هستند. کمی نیز به بررسی Xاما نکته ی بسیار جالب در مورد این منطقه ی فعال از خورشید آزاد شدن 7 درخش از رده ی درخش های خورشیدی و رده بندی آن ها بپردازیم:

درخش های خورشیدی زمانی اتفاق می افتند که انرژی بسیار زیادی در گره های مغناطیسی خورشید که معمولا" اطراف لکه های خورشید هستند آزاد می شود. این رها شدن انرژی بسته به مقدار انرژی در طیف های مختلف از رادیویی گرفته تا Xطیف و گاما آشکار می شوند.
خورشید شناسان این درخش ها را با توجه به روشنایی آنها در طول موج 1 تا 8 انگستروم به سه دسته تقسیم می کنند(به که انفجار های اخیر در شدید ترین نوع از لحاظ انرژی بوده است..C,M,Xترتیب شدت) رده ی

منبع:سایت نجوم اماتوری ایران
O
نوشته شده در روز جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 8:2
توسط :هسته نجوم
|
عطارد (تیر)
ما از این هفته به بعد ،می خواهیم شما را هر هفته با یکی از سیارات منظومه شمسی آشنا کنیم.شاید بدین شیوه شما نیز با زیباییهای خلقت آشناتر شوید.و اگر در زمینه آن ها سئوالی داشتید،آن ها را مطرح کنید،تا ما پاسخگو باشیم...این هفته اختصاص به سیاره عطارد دارد.
اطلاعات اساسی:
فاصله از خورشید:
حداقل 46000000 کیلو متر متوسط58000000 کیلومتر ماکزیمم 70000000 کیلو متر
خروج از مرکز:0.2056
زاویه میل مدار با دایره البروج:7 درجه و 0 دقیقه و 14.6 ثانیه
دوره تناوب حرکت انتقالی به دور خورشید:نجومی : 88 روز هلالی: 116 روز
سرعت مداری(میانگین): 48 کیلومتر بر ثانیه
فاصله از زمین:حداقل 91000000 کیلومتر حداکثر: 206000000 کیلو متر
قطر زاویه ای:(در مقارنه داخلی میانگین):10.88 ثانیه قوس
قطر:4860 کیلومتر حجم:0.06 حجم زمین جرم:0.054 جرم زمین چگالی:0.99 چگالی زمین
شتاب گرانش در سطح:0.37 شتاب گرانش سطحی زمین
سرعت گریز:4.2 کیلومتر بر ثانیه دوره تناوب حرکت وضعی حول محور :58.7 روز
زاویه استوای سیاره با سطح مدار آن: 28 درجه
دما:حداقل :۱۷۳- درجه سانتیگراد حداکثر: 370 درجه سانتیگراد
نسبت بازتاب:0.06
O
نوشته شده در روز جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 2:41
توسط :هسته نجوم
|
کمربند بین سیاره ای:(َََِ Astroid)
ما در این وبلاگ می خواهیم شما را بیشتر با مفاهیم ساده و زیبای نجومی-فیزیکی آشنا کنیم ، و شما هم با نظرات خود در مورد کیفیت توضیحات ما می توانید ما را همراهی کنید...
پیش بینی های صورت گرفته حاکی از حضور سیاره ای بین مریخ و مشتری بود تا اینکه در سال1801 حضور سیاره ای درAU 2.8 بین مریخ و مشتری توسط دانشمندی به نام piatzi کشف شد. این سیاره کوچک به نام ceres بود شعاع ceres 398 km بود و شیب مداری آن مقدار 10.37 درجه است.تا سال 1890 پیش از 300 سیاره کوچک یا astroid کشف شد که شعاع حرکت آن ها به حول خورشید بین 2.3 تا 3.3 AU تغییر می کرد. این ناحیه یعنی فاصله بین 2.3 AU تا 3.3 AU را کمر بند سیاره ای می نامند. تا به امروز بیش از 2000 سیارک کشف نشده است و بر اساس نام کاشف و محاسبات مداری اسامی آن ها انتخاب می شود.جرم کل این سیارک ها کمتر از 500/1 جرم زمین می باشد که معادل است با جرم یک قمر کوچک . تمامی آن ها چنانچه از بالا به آن ها نگاه کنیم به صورت پاد ساعتگرد به دور خورشید می چرخند درست همانند دیگر اجرام منظومه شمسی .سیارک ها دارای خروج از مرکزهای بزرگ تا حدود 0.83 نیز می باشند. اما مقدار متوسط خروج از مرکز های آن ها 0.15 می باشد. سیارک ها داری شیب مداری متوسط 10 درجه می باشند اما دارای مقادیر بزرگی تا حدود 52 درجه نیز می باشد. با توجه به این مقادیر بزرگ خروج از مرکز کاملا روشن است که اختلات گرانشی منظم موجود در مشتری باعث شده است که این سیاره بتواند تمامی اقمار خود را از آن کمربند جدا کرده و به سوی خود بکشد آنچه از کمربند بین سیاره ای مشاهده می کنیم عبارت است از پاره های نامنظمی از صخره ها و کوهها که ابعاد ی در حدود چند کیلومتر دارند که در عرض چند ساعت به دور خود می چرخند و به احتمال یک برخورد در هر چند میلیون سال وجود دارد که با یکدیگر برخورد می کنند.
O
نوشته شده در روز پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 16:45
توسط :هسته نجوم
|
دنباله دار
O
نوشته شده در روز دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 21:52
توسط :هسته نجوم
|
شهاب سنگها
سلام…

از اونجايي كه ديدم داريم به بارش شهابي 22 مرداد نزديك ميشيم گفتم شايد بهتر باشه مطلبي راجع به شهاب براتون بنويسم.
شهابسنگها تكه هايي از سياركها، ماه، مريخ و حتي شايد دنباله داران هستندكه از فضا به زمين مي افتند. سقوط آنها ممكن است با ظهور آتشگوي و سپس موج انفجار همراه باشد. به ندرت نيز برخورد آنها چنان انفجار آميز است كه سير تاريخ زمين را از بيخ و بن دگرگون ميسازد.
برخي شهاب سنگها شبيه سنگهاي آتشفشاني زمين هستند. برخي ديگر شبيه آلياژ آهن-نيكلي هستند كه طبق باورهاي امروزين هسته زمين را ميسازد. با اين وجود بسياري ديگر به هيچ چيز زميني شباهت ندارند و ممكن است بازمانده ماده اوليه اي باشند كه منظومه شمسي از آن پديد آمد.
شهاب سنگها اجرامي طبيعي هستند كه در سقوطشان از فضا بر زمين سالم ميمانند. شهابسنگها را معمولا به نام محلي كه به هنگام سقوط در آن حوالي ديده شدند و يا محل يافتن آنها مينامند.متون مربوط به شهاب سنگها سرشار از نامهاي عجيبي مانند :"كامپو دل سيلو" (آرژانتين)،"پرايري داگ كريك " (ايالات متحده) ،"ذغورا" (مراكش) است.اغلب شهاب سنگها تكه سنگهايي هستند كه معمولا اندكي آهن-نيكل فلزين در خود دارند. ما به طور معمول شهاب سنگ را جسمي يكپارچه تصور ميكنيم كه از چند گرم تا چندين تن وزن دارد، اما سقوط شهاب سنگها در برخي موارد شامل هزاران قطعه سنگ يا آهن است كه وزن آنها روي هم به چندين تن مي رسد. چنين مواردي را " بارش شهابسنگي" مينامند.
سقوط شهاب سنگها بر زمين بسيار كتره اي است. شهابسنگها از مناطق گرم استوايي تا مناطق سرد قطبي يافت ميشوند.طبق پيشبيني آماري هر 3 شهابسنگي كه نزديك قطبين سقوط مي كنند ، 4 شهابسنگ نيز نزديك استوا مي افتد ، زيرا تمركز گرانشي ، شهابسنگها را به سوي نواحي استوايي سوق مي دهد. شهابسنگها در تمام ساعات شبانه روز سقوط مي كنند، اما شمار آنها در بعد از ظهر و شامگاه بيشتر است . زيرا هنگام چرخش زمين ، نيمكره اي كه در آن زمان محلي از ظهر تا نيمه شب است با اجرامي مواجه است كه در گردش مداري به دور خورشيد از روبرو به زمين نزديك مي شوند.در اين موقع آنها آسانتر در ميدان گرانش زمين به دام مي افتند. بر عكس اين اجرام از نيمكره اي كه در آن زمان محلي از نيمه شب تا ظهر است دور مي شوند. پس احتمال آنكه در ميدان گرانشي زمين به دام بيفتد ضعيف است. بيشتر اجذام منظومه شمسي در همان جهت زمين به دور خورشيد مي گردند، لذا هنگام مواجهه ، اختلاف سرعت زمين با آنها اندك است ؛ يعني فقط در حد چند كيلومتر بر ثانيه . هر چه سرعت مواجهه كمتر باشد بخت آنكه جسم هنگام سقوط در جو زمين نسوزد و سالم به سطح زمين برسد بيشتر است. اجرام نادري كه در جهت مخالف زمين به دور خورشيد ميگردند احتمالا يكراست به نيمكره اي كه زمان محلي آن نيمه شب تا ظهر است مي خورند . در اين رويارويي ، سرعت نسبي زمين و جسم ميتواند به 70 كيلومتر بر ثانيه بالغ شود. اين اجرام با چنين سرعتي بخت ناچيزي براي بقا دارند و در جو ميسوزند.
O
نوشته شده در روز دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 18:39
توسط :هسته نجوم
|
عطارد (تیر)
در روم و یونان قدیم آن را به عنوان فرزند زئوس (پیام آور خدایان) چون به خورشید نزدیک است، می دانستند.عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید می باشد. عطارد بسیار سریع به دور خودش می چرخد، در حدود 59 روز زمینی طول می کشد که یک دور به دور خودش بچرخد و در حدود 88 روز طول می کشد که یک دور به دور خورشید بچرخد، یعنی در یک سال سه بار به دور خودش می چرخد.
کوچکترین سیاره ای است که با چشم دیده می شود و از نظر تراکم دومین سیاره بعد از زمین است.این سیاره جزو سیارات زمینی می باشد، زیرا دارای ساختار سنگی و صخره ای می باشد.دما در روز 400 درجه کلوین و در شب 170- درجه کلوین می باشد. بهترین زمان برای دیدن عطارد قبل از طلوع آفتاب یا بعد زمانی که خورشید تازه غروب کرده است می باشد. این سیاره هیچ قمری ندارد.دارای مداری بیضی شکل و میدان مغناطیسی ناچیزی در حدود0.01 میدان مغناطیسی زمین است. اطراف این سیاره یک جو رقیقی از هلیم با فشار یک میلیارد بار کمتر از فشار جو زمین وجود دارد.حداکثر فاصله زاویه ای که با خورشید دارد 27 درجه است، و سیاراتی که به خورشید نزدیک هستند، وقتی با telescope رصد می شوند، دارای ساختار هلالی می باشند.سفینه mariner 10 به عطارد رفته است و مشخص شده که بر روی پوسته عطارد گودال هایی است که به خاطر بر خورد ها و بمباران های اولیه شکل گرفته است، ایجاد شده است.عطارد چون اتمسفری ندارد، هر خرده چیزی(هر جرم فضایی) مستقیم به آن بر خورد می کند. و این بر خلاف جو زمین است که مقداری از آن ها را می گیرد. سنگ های تشکیل دهنده عطارد، جو رقیقی اطراف آن ساخته که حاوی گاز است. سطح عطارد خیلی شبیه ماه است، به دلیل پستی و بلندی ها و سطح خاکستری رنگی که دارد.میزان نوری که منعکس میکند 11 درصد می باشد. فرق عطارد و ماه به خاطر گسل های طولانی در عطارد میباشد.پوسته عطارد در بعضی قسمت ها سرد و در بعضی قسمت ها گرم است. اگر در روی عطارد بایستیم، خورشید را دو تا سه برابر بزرگتر می بینیم. دما در قطب های این سیاره چون آفتاب نمی تابد ،حدود صفر درجه است و کلاهک های سفیدی که از آب و یخ در قطب ها وجود دارد به این علت می باشد، و حضور آب از آثار بر خورد دنباله دار ها است. در قسمت درونی عطارد بخش عمده ای از آهن مذاب است و به همین علت سنگین شده است. این سیاره به این علت که احتمالا جرم بزرگ و عظیمی به آن بر خورد کرده است و باعث شده تا مدار آن بیضوی کشیده تر نسبت به سایر سیارات شود، کوچکتر شده است.سیاره عطارد هر از گاهی از قوس خورشید عبور می کند و باعث دیدار آن می شود. و در سال های 2006 و 2016 دوباره گذر می کند.قسمت های مختلف هر سیاره ای را نامگذاری کرده اند، نامهای نوشته شده بر روی این سیاره عبارتند از:چارلز دیکنز، ونگوگ، سعدی، رودکی، نظامی، عیسی معمار (ترک ایرانی) می باشد، و به طور کلی 299 نام بر روی عطارد نوشته شده است.
ادامه دارد..
O
نوشته شده در روز سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 16:35
توسط :هسته نجوم
|
پایان یک ستاره
پايان كار ستارگان به صورت هاي مختلف انجام ميپذيرد.در يك حالت ممكن است مواد سنگينتر مركز ستاره بقيه انرژيهاي قابل مصرف ستاره را جذب نمايد. انرژي هايي كه مانند ستون مانع از فروريختن مواد بسوي مركزستاره و انقباض هر چه بيشتر آن مي گرديدند. اين امر سبب انقباض سريع ستاره گشته و سطح خارجي ستاره در اين مرحله نهايي از زندگي ممكن است با شدتي عجيب و باورنكردني بسوي داخل فرو ريزد. مقدار انرژي حاصل از اين انقباض معمولا بقدري بزرگ مي باشد كه سبب تورم يا انفجار تمام يا قسمتي از ستاره ميگردد. اين امر به صورت ""نوا"" قابل رويت است. اگر ستاره مذكور بسيار سنگينتر از خورشيد نباشد ميتواند به آرامي خود را با وضعيت جديد تطبيق دهد. به اين ترتيب كه مواد داخلي آن ممكن است به آن درجه از استحكام رسيده باشد كه در مقابل نيروي جاذبه بين ذرات مقاومت نموده و به آن اجازه انقباض بيشتر ندهد. در ستارگان بسيار سنگينتر از خورشيد انقباض نهايي ادامه خواهد يافت .
در اجرام سماوي بزرگ نيز كه اتمهاي بسياري به اتمهاي مركزي فشار وارد مي آورند نيروي بالاسري اتمها باعث در هم فشردگي اتمهاي مركزي شده و الكترونها را از مدارها بسوي هسته ها مي راند. اين امر سبب خنثي شدن بخش عظيمي از پروتون ها و تبديل آنها به نوترون ها مي گردد. حتي ممكن است الكترون ها هسته را رها كرده و به صورت لايه لايه و مجزا قرار بگيرند. شايد مركز سياره مشتري در حال حاضر به اين صورت باشد.
پروتون هايي كه در اثر فشارهاي عظيم مركزي و تصادم با الكترونها و در عمل به نوترون تبديل گشته اند با نوترونهاي ديگر تشكيل هسته نوتروني بزرگي را مي دهند. ستاره ايجاد شده تماما از نوترون تشكيل گشته و به همين جهت آنرا ستاره نوتروني مي نامند. در اين ستاره از فضاهاي خالي اتمي اثري نيست و در نتيجه وزن مخصوص آن زياد مي باشد.اين ستاره از نظر بار الكتريكي خنثي است و در واقع ميتوان آنرا هسته يك اتم بسيار غول آسا دانست.
در مورد ستارگاني كه كمي از خورشيد سنگينتر مي باشند وضع فرق مي كند. اين قبيل ستارگان پس از انقباض بتدريج ضعيفتر و كمرمقتر گشته و چنين ستاره اي را كوتوله سفيد مي نامند. اين ستاره پس از مدتي سرچشمه نور خود را از دست داده و تبديل به كوتوله سياه مي شود.
O
نوشته شده در روز دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 19:27
توسط :هسته نجوم
|
تولد یک ستاره
پس از اكتشاف برابري جرم و انرژي، ما تشخيص داديم كه كليه ستارگان به ناگزير بايد تغيير كنند. زيرا آنان به طور مداوم از خود نور ساطع كرده و به اين ترتيب جرم خود را از دست ميدهند.منبع اين انرژي، ذخيره محدود جرم اين ستارگان است.بنابراين هنگامي كه تمام سوخت ستاره به پايان رسيد، ستاره خاموش گشته و خواهد مرد. پس ميتوان گفت كه ستارگان جاودان نيستند.جالب اينجاست كه بشر باستاني بدون انكه خود بداند به حقيقت امر تا حدودي نزديك شده بود، زيرا ممكن است در مرگ يك ستاره راز جاودانگي ما نهفته باشد.
در بعضي از ستارگان مرده ،پديده هاي اعجاب اور و ناخوشايندي وجود دارد حتي در بعضي از آنان ما با ''بينهايت''،چهره به چهره روبرو خواهيم شد.از انجا كه بزرگترين جرمها و انرژيهاي جهان در ستارگان ذخيره گشته است ميتوان انتظار چنين پديده هاي اعجاب آوري را داشت.در قسمت هاي دروني خورشيد، يا ستارگان آتشين ديگر شعله هايي كه در نهايت به تشكيل زمين پرداخته و كارشان ايجاد زيست و گاه نابودي ان است در حال غليان مي باشد.
گفتيم كه ستارگان تولد يافته، رشد كرده، پير شده و ميميرند.هم اكنون در كهكشان راه شيري، ستارگان نوزاد زيادي در حال تولد مي باشند. اين خورشيدها از ذرات پراكنده گاز ئيدروژن و ذرات بسيار ناچيز غبار گرافيت فضايي و سنگريزه هاي شناور، كه در فضاي مابين ستارگان كنوني شناور هستند بوجود مي آيند .در كهكشان راه شيري گازها و غبارهاي فضايي در بازوي مارپيچ كهكشان متراكم شده اند.امواج ضربه سرگردان، كه در حال حركت به اطراف كهكشان مي باشد، باعث انقباض ماده بين ستارگان مي شوند وآنها را به صورت ابرهاي بزرگ و يا گويهاي كوچكي از ماده در مي آورند.ابرهاي فضايي واقعا به صورت ابر ديده ميشوند،پرده هاي رقيق و تاريكي كه ستارگان را در قسمتهاي مختلف آسمان از نظرگاه ما مخفي مي كنند.اگر در نزديكي اين ابرها ستارگاني قرار داشته باشند كه بتوانند آنان را روشن نمايند ابرها به صورت سحابي تابان ديده مي شوند.به محض اينكه ذرات غبارهاي فضايي تشكيل دهنده اين ابرها،در اثر عاملي خارجي مانند موج ضربه يا جاذبه داخلي گرد هم آمده و به يكديگر نزديكتر شوند،ماده منقبض شده شروع به انقباض بيشتر مي كند.در اين حالت توده فشرده داراي جرم مخصوص بيشتر بوده و نيروي جاذبه در اين ميدان قويتر عمل مي نمايدو ذرات مختلف بدون مقاومت بسوي يكديگر كشيده ميشوند.
در اينجا گفتني است كه،هنوز ماهيت واقعي نيروي جاذبه مشخص نشده است،البته توضيحات اينشتين مبني بر ايجاد سرسره هاي فضايي در اطراف اجسام مادي و خم نمودن فضا توسط اين اجسام،بسيار بهتر از تئوري هاي پيشين موفق به توضيح مسئله مي شود.در مراحل اوليه تكوين ستارگان ،ا برهاي فضايي تشكيل دهنده ستاره بسيار رقيقتر مي با شند و نيروي جاذبه قادر است آنان را بسوي يكديگر بكشاند. پس از آنكه غبارها تا حدودي گرد هم آمدند توده متراكم شروع به جذب مواد خارجي اطراف خود مي نمايد . پس از گذشت ميليونها سال اين توده منقبض گشته و به صورت يك ستاره به نظر ميرسد. زيرا پس از شروع انقباض گرماي دروني توده بالا خواهد رفت تا جايي كه ستاره شروع به تابش انرژي خواهد كرد. در آغاز اينگونه ستارگان براي چشم قابل رويت نيستند زيرا تشعشع ستاره از نوع مادون قرمز ميباشد. برخي از ستارگان در مرحله اوليه تولد ساير امواج طيف الكترومغناطيس مثل امواج راديويي از خود ساطع مينمايند. بعضي از اين پيله هاي بچه ستاره با دريافت تشعشعات مادون قرمز و يا گرفتن طول موجهاي راديويي توسط راديو تلسكوپها مشاهده شده اند. در اين مرحله ممكن است در داخل ابر فضايي يك يا چند شئي منقبض وجود داشته باشد.اگر آنان به حد كافي گرم شده باشند كه بتوانند با نور خود بدرخشند ميتوان به آنان ستاره گفت و هر قدر كه انقباض آنان بيشتر گردد درخشش نورشان نيز افزايش مييابد.در پايان كار ميتوان ستارگاني را ديد كه از داخل محفظه تاريك خود آغاز به چشمك زدن مي نمايند. به اين ترتيب است كه ناگهان در بين يك قطعه ابر فضايي يك ستاره روشن متولد ميگردد.
O
نوشته شده در روز شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 10:15
توسط :هسته نجوم
|