پس از اكتشاف برابري جرم و انرژي، ما تشخيص داديم كه كليه ستارگان به ناگزير بايد تغيير كنند. زيرا آنان به طور مداوم از خود نور ساطع كرده و به اين ترتيب جرم خود را از دست ميدهند.منبع اين انرژي، ذخيره محدود جرم اين ستارگان است.بنابراين هنگامي كه تمام سوخت ستاره به پايان رسيد، ستاره خاموش گشته و خواهد مرد. پس ميتوان گفت كه ستارگان جاودان نيستند.جالب اينجاست كه بشر باستاني بدون انكه خود بداند به حقيقت امر تا حدودي نزديك شده بود، زيرا ممكن است در مرگ يك ستاره راز جاودانگي ما نهفته باشد.
در بعضي از ستارگان مرده ،پديده هاي اعجاب اور و ناخوشايندي وجود دارد حتي در بعضي از آنان ما با ''بينهايت''،چهره به چهره روبرو خواهيم شد.از انجا كه بزرگترين جرمها و انرژيهاي جهان در ستارگان ذخيره گشته است ميتوان انتظار چنين پديده هاي اعجاب آوري را داشت.در قسمت هاي دروني خورشيد، يا ستارگان آتشين ديگر شعله هايي كه در نهايت به تشكيل زمين پرداخته و كارشان ايجاد زيست و گاه نابودي ان است در حال غليان مي باشد.
گفتيم كه ستارگان تولد يافته، رشد كرده، پير شده و ميميرند.هم اكنون در كهكشان راه شيري، ستارگان نوزاد زيادي در حال تولد مي باشند. اين خورشيدها از ذرات پراكنده گاز ئيدروژن و ذرات بسيار ناچيز غبار گرافيت فضايي و سنگريزه هاي شناور، كه در فضاي مابين ستارگان كنوني شناور هستند بوجود مي آيند .در كهكشان راه شيري گازها و غبارهاي فضايي در بازوي مارپيچ كهكشان متراكم شده اند.امواج ضربه سرگردان، كه در حال حركت به اطراف كهكشان مي باشد، باعث انقباض ماده بين ستارگان مي شوند وآنها را به صورت ابرهاي بزرگ و يا گويهاي كوچكي از ماده در مي آورند.ابرهاي فضايي واقعا به صورت ابر ديده ميشوند،پرده هاي رقيق و تاريكي كه ستارگان را در قسمتهاي مختلف آسمان از نظرگاه ما مخفي مي كنند.اگر در نزديكي اين ابرها ستارگاني قرار داشته باشند كه بتوانند آنان را روشن نمايند ابرها به صورت سحابي تابان ديده مي شوند.به محض اينكه ذرات غبارهاي فضايي تشكيل دهنده اين ابرها،در اثر عاملي خارجي مانند موج ضربه يا جاذبه داخلي گرد هم آمده و به يكديگر نزديكتر شوند،ماده منقبض شده شروع به انقباض بيشتر مي كند.در اين حالت توده فشرده داراي جرم مخصوص بيشتر بوده و نيروي جاذبه در اين ميدان قويتر عمل مي نمايدو ذرات مختلف بدون مقاومت بسوي يكديگر كشيده ميشوند.
در اينجا گفتني است كه،هنوز ماهيت واقعي نيروي جاذبه مشخص نشده است،البته توضيحات اينشتين مبني بر ايجاد سرسره هاي فضايي در اطراف اجسام مادي و خم نمودن فضا توسط اين اجسام،بسيار بهتر از تئوري هاي پيشين موفق به توضيح مسئله مي شود.در مراحل اوليه تكوين ستارگان ،ا برهاي فضايي تشكيل دهنده ستاره بسيار رقيقتر مي با شند و نيروي جاذبه قادر است آنان را بسوي يكديگر بكشاند. پس از آنكه غبارها تا حدودي گرد هم آمدند توده متراكم شروع به جذب مواد خارجي اطراف خود مي نمايد . پس از گذشت ميليونها سال اين توده منقبض گشته و به صورت يك ستاره به نظر ميرسد. زيرا پس از شروع انقباض گرماي دروني توده بالا خواهد رفت تا جايي كه ستاره شروع به تابش انرژي خواهد كرد. در آغاز اينگونه ستارگان براي چشم قابل رويت نيستند زيرا تشعشع ستاره از نوع مادون قرمز ميباشد. برخي از ستارگان در مرحله اوليه تولد ساير امواج طيف الكترومغناطيس مثل امواج راديويي از خود ساطع مينمايند. بعضي از اين پيله هاي بچه ستاره با دريافت تشعشعات مادون قرمز و يا گرفتن طول موجهاي راديويي توسط راديو تلسكوپها مشاهده شده اند. در اين مرحله ممكن است در داخل ابر فضايي يك يا چند شئي منقبض وجود داشته باشد.اگر آنان به حد كافي گرم شده باشند كه بتوانند با نور خود بدرخشند ميتوان به آنان ستاره گفت و هر قدر كه انقباض آنان بيشتر گردد درخشش نورشان نيز افزايش مييابد.در پايان كار ميتوان ستارگاني را ديد كه از داخل محفظه تاريك خود آغاز به چشمك زدن مي نمايند. به اين ترتيب است كه ناگهان در بين يك قطعه ابر فضايي يك ستاره روشن متولد ميگردد.