عطارد (تیر)

در روم و یونان قدیم آن را به عنوان فرزند زئوس (پیام آور  خدایان) چون به خورشید نزدیک است، می دانستند.عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید می باشد. عطارد بسیار سریع به دور خودش می چرخد، در حدود 59 روز زمینی طول می کشد که یک دور به دور خودش بچرخد و در حدود 88 روز طول می کشد که یک دور به دور خورشید بچرخد، یعنی در یک سال سه بار به دور خودش می چرخد.

کوچکترین سیاره ای است که با چشم دیده می شود و از نظر تراکم دومین سیاره بعد از زمین است.این سیاره جزو سیارات زمینی می باشد، زیرا دارای ساختار سنگی و صخره ای می باشد.دما در روز 400 درجه کلوین و در شب 170- درجه کلوین می باشد. بهترین زمان برای دیدن عطارد قبل از طلوع آفتاب یا بعد زمانی که خورشید تازه غروب کرده است می باشد. این سیاره هیچ قمری ندارد.دارای مداری بیضی شکل و میدان مغناطیسی ناچیزی در حدود0.01 میدان مغناطیسی زمین است. اطراف این سیاره یک جو رقیقی از هلیم با فشار یک میلیارد بار کمتر از فشار جو زمین وجود دارد.حداکثر فاصله زاویه ای که با خورشید دارد 27 درجه است، و سیاراتی که به خورشید نزدیک هستند، وقتی با telescope  رصد می شوند، دارای ساختار هلالی می باشند.سفینه mariner 10  به عطارد رفته است و  مشخص شده که بر روی پوسته عطارد گودال هایی است که به خاطر بر خورد ها و بمباران های اولیه شکل گرفته است، ایجاد شده است.عطارد چون اتمسفری ندارد، هر خرده چیزی(هر جرم فضایی) مستقیم به آن بر خورد می کند. و این بر خلاف جو زمین است که مقداری از آن ها را می گیرد. سنگ های تشکیل دهنده عطارد، جو رقیقی اطراف آن ساخته که حاوی گاز است. سطح عطارد خیلی شبیه ماه است، به دلیل پستی و بلندی ها و سطح خاکستری رنگی که دارد.میزان نوری که منعکس میکند 11 درصد می باشد. فرق عطارد و ماه به خاطر گسل های طولانی در عطارد میباشد.پوسته عطارد در بعضی قسمت ها سرد و در بعضی قسمت ها گرم است. اگر در روی عطارد بایستیم، خورشید را دو تا سه برابر بزرگتر می بینیم. دما در قطب های این سیاره چون آفتاب نمی تابد ،حدود صفر درجه است و کلاهک های سفیدی که از آب و یخ در قطب ها وجود دارد به این علت می باشد، و حضور آب از آثار بر خورد دنباله دار ها است. در قسمت درونی عطارد بخش عمده ای از آهن مذاب است و به همین علت سنگین شده است. این سیاره به این علت که احتمالا جرم بزرگ و عظیمی به آن بر خورد کرده است و باعث شده تا مدار آن بیضوی کشیده تر نسبت به سایر سیارات شود، کوچکتر شده است.سیاره عطارد هر از گاهی از قوس خورشید عبور می کند و باعث دیدار آن می شود. و در سال های 2006 و 2016 دوباره گذر می کند.قسمت های مختلف هر سیاره ای را نامگذاری کرده اند، نامهای نوشته شده بر روی این سیاره عبارتند از:چارلز دیکنز، ونگوگ، سعدی، رودکی، نظامی، عیسی معمار (ترک ایرانی) می باشد، و به طور کلی 299 نام بر روی عطارد نوشته شده است.

 

ادامه دارد..

ونوس

venus 

خورشید

پایان یک ستاره

پايان كار ستارگان به صورت هاي مختلف انجام ميپذيرد.در يك حالت ممكن است مواد سنگينتر مركز ستاره بقيه انرژيهاي قابل مصرف ستاره را جذب نمايد. انرژي هايي كه مانند ستون مانع از فروريختن مواد بسوي مركزستاره و انقباض هر چه بيشتر آن مي گرديدند. اين امر سبب انقباض سريع ستاره گشته و سطح خارجي ستاره در اين مرحله نهايي از زندگي ممكن است با شدتي عجيب و باورنكردني بسوي داخل فرو ريزد. مقدار انرژي حاصل از اين انقباض معمولا بقدري بزرگ مي باشد كه سبب تورم يا انفجار تمام يا قسمتي از ستاره ميگردد. اين امر به صورت ""نوا"" قابل رويت است. اگر ستاره مذكور بسيار سنگينتر از خورشيد نباشد ميتواند به آرامي خود را با وضعيت جديد تطبيق دهد. به اين ترتيب كه مواد داخلي آن ممكن است به آن درجه از استحكام رسيده باشد كه در مقابل نيروي جاذبه بين ذرات مقاومت نموده و به آن اجازه انقباض بيشتر ندهد. در ستارگان بسيار سنگينتر از خورشيد انقباض نهايي ادامه خواهد يافت  .

در اجرام سماوي بزرگ نيز كه اتمهاي بسياري به اتمهاي مركزي فشار وارد مي آورند نيروي بالاسري اتمها باعث در هم فشردگي اتمهاي مركزي شده و الكترونها را از مدارها بسوي هسته ها مي راند. اين امر سبب خنثي شدن بخش عظيمي از پروتون ها و تبديل آنها به نوترون ها مي گردد. حتي ممكن است   الكترون ها هسته را رها كرده و به صورت لايه لايه و مجزا قرار بگيرند. شايد مركز سياره مشتري در حال حاضر به اين صورت باشد.

پروتون هايي كه در اثر فشارهاي عظيم مركزي  و تصادم با الكترونها و در عمل به نوترون تبديل گشته اند با نوترونهاي ديگر تشكيل هسته نوتروني بزرگي را مي دهند. ستاره ايجاد شده تماما از نوترون تشكيل گشته و به همين جهت آنرا ستاره نوتروني مي نامند. در اين ستاره از فضاهاي خالي اتمي اثري نيست و در نتيجه وزن مخصوص آن زياد مي باشد.اين ستاره از نظر بار الكتريكي خنثي است و در واقع ميتوان آنرا هسته يك اتم بسيار غول آسا دانست.

در مورد ستارگاني كه كمي از خورشيد سنگينتر مي باشند وضع فرق مي كند. اين قبيل ستارگان پس از انقباض بتدريج ضعيفتر و كمرمقتر گشته و چنين ستاره اي را كوتوله سفيد مي نامند. اين ستاره پس از مدتي سرچشمه نور خود را از دست داده و تبديل به كوتوله سياه مي شود.


 

یک شعر

اي ستاره ها كه بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد

اي ستاره ها كه از وراي ابرها

 بر جهان ما نظاره گر نشسته ايد

 

آري اين منم كه در دل سكوت شب

نامه هاي عاشقانه پاره ميكنم

اي ستاره ها اگر به من مدد كنيد

دامن از غمش پر از ستاره ميكنم

 

با دلي كه بويي از وفا نبرده است

جور بيكرانه و بهانه خوشتر است

در كنار اين مصاحبان خودپسند

ناز و عشوه هاي زيركانه خوشتر است

                                                                                                                  

اي ستاره ها چه شد كه در نگاه من

ديگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟

اي ستاره ها چه شد كه بر لبان او

آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد؟

 

جام باده سرنگون و بسترم تهي

سر نهادهام به روي نامه هاي او

سر نهادهام كه در ميان اين سطور

جستجو كنم نشاني از وفاي او

 

 

  اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد

از دورويي و جفاي ساكنان خاك         

 

 كاين چنين به قلب آسمان نهان شديد

اي ستاره ها ستاره هاي خوب و پاك

 

من كه پشت پا زدم به هر چه هست و نيست

تا كه كام او زعشق خود روا كنم

لعنت خدا به من اگر بجز جفا

زين سپس به عاشقان با وفا كنم

 

اي ستاره ها كه همچو قطره هاي اشك

سر به دامن سياه شب نهاده ايد

  اي ستاره ها كز آن جهان جاودان                                                  

   روزني به سوي اين جهان گشاده ايد

 

 

رفته است و مهرش از دلم نميرود

اي ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست؟

اي ستاره ها ستاره ها ستاره ها

پس ديار عاشقان جاودان كجاست؟

 

 

تولد یک ستاره

پس از اكتشاف برابري جرم و انر‌‌‌‌‍ژي، ما تشخيص داديم كه كليه ستارگان به ناگزير بايد تغيير كنند. زيرا آنان به طور مداوم از خود نور ساطع كرده و به اين ترتيب جرم خود را از دست ميدهند.منبع اين انرژي، ذخيره محدود جرم اين ستارگان است.بنابراين هنگامي كه تمام سوخت ستاره به پايان رسيد، ستاره خاموش گشته و خواهد مرد. پس ميتوان گفت كه ستارگان جاودان نيستند.جالب اينجاست كه بشر باستاني بدون انكه خود بداند به حقيقت امر تا حدودي نزديك شده بود، زيرا ممكن است در مرگ يك ستاره راز جاودانگي ما نهفته باشد.

در بعضي از ستارگان مرده ،پديده هاي اعجاب اور و ناخوشايندي وجود دارد حتي در بعضي از آنان ما با ''بينهايت''،چهره به چهره روبرو خواهيم شد.از انجا كه بزرگترين جرمها و انرژيهاي جهان در ستارگان ذخيره گشته است ميتوان انتظار چنين پديده هاي اعجاب آوري را داشت.در قسمت هاي دروني خورشيد، يا ستارگان آتشين ديگر شعله هايي كه در نهايت به تشكيل زمين پرداخته و كارشان ايجاد زيست و گاه نابودي ان است در حال غليان مي باشد.

گفتيم كه ستارگان تولد يافته، رشد كرده، پير شده و ميميرند.هم اكنون در كهكشان راه شيري، ستارگان نوزاد زيادي در حال تولد مي باشند. اين خورشيدها از ذرات پراكنده گاز ئيدروژن و ‌‌ذرات بسيار ناچيز غبار گرافيت فضايي و سنگريزه هاي شناور، كه در فضاي مابين ستارگان كنوني شناور هستند بوجود مي آيند .در كهكشان راه شيري گازها و غبارهاي فضايي در بازوي مارپيچ كهكشان متراكم شده اند.امواج ضربه سرگردان، كه در حال حركت به اطراف كهكشان مي باشد، باعث انقباض ماده بين ستارگان مي شوند وآنها را به صورت ابرهاي بزرگ و يا گويهاي كوچكي از ماده در مي آورند.ابرهاي فضايي واقعا به صورت ابر ديده ميشوند،پرده هاي رقيق و تاريكي كه ستارگان را در قسمتهاي مختلف آسمان از نظرگاه ما مخفي مي كنند.اگر در نزديكي اين ابرها ستارگاني قرار داشته باشند كه بتوانند آنان را روشن نمايند ابرها به صورت سحابي تابان ديده مي شوند.به محض اينكه ذرات غبارهاي فضايي تشكيل دهنده اين ابرها،در اثر عاملي خارجي مانند موج ضربه يا جاذبه داخلي گرد هم آمده و به يكديگر نزديكتر شوند،ماده منقبض شده شروع به انقباض بيشتر مي كند.در اين حالت توده فشرده داراي جرم مخصوص بيشتر بوده و نيروي جاذبه در اين ميدان قويتر عمل مي نمايدو ذرات مختلف بدون مقاومت بسوي يكديگر كشيده ميشوند.

در اينجا گفتني است كه،هنوز ماهيت واقعي نيروي جاذبه مشخص نشده است،البته توضيحات اينشتين مبني بر ايجاد سرسره هاي فضايي در اطراف اجسام مادي و خم نمودن فضا توسط اين اجسام،بسيار بهتر از تئوري هاي پيشين موفق به توضيح مسئله مي شود.در مراحل اوليه تكوين ستارگان ،ا برهاي فضايي تشكيل دهنده ستاره بسيار رقيقتر مي با شند و نيروي جاذبه قادر است آنان را بسوي يكديگر بكشاند. پس از آنكه غبارها تا حدودي گرد هم آمدند توده متراكم شروع به جذب مواد خارجي اطراف خود مي نمايد . پس از گذشت ميليونها سال اين توده منقبض گشته و به صورت يك ستاره به نظر ميرسد. زيرا پس از شروع انقباض گرماي دروني توده بالا خواهد رفت تا جايي كه ستاره شروع به تابش انر‌‌ژي خواهد كرد. در آغاز اينگونه ستارگان براي چشم قابل رويت نيستند زيرا تشعشع ستاره از نوع مادون قرمز ميباشد. برخي از ستارگان در مرحله اوليه تولد ساير امواج طيف الكترومغناطيس مثل امواج راديويي از خود ساطع مينمايند. بعضي از اين پيله هاي بچه ستاره با دريافت تشعشعات مادون قرمز و يا گرفتن طول موجهاي راديويي توسط راديو تلسكوپها مشاهده شده اند. در اين مرحله ممكن است در داخل ابر فضايي يك يا چند شئي منقبض وجود داشته باشد.اگر آنان به حد كافي گرم شده باشند كه بتوانند با نور خود بدرخشند ميتوان به آنان ستاره گفت و هر قدر كه انقباض آنان بيشتر گردد درخشش نورشان نيز افزايش مييابد.در پايان كار ميتوان ستارگاني را ديد كه از داخل محفظه تاريك خود آغاز به چشمك زدن مي نمايند. به اين ترتيب است كه ناگهان در بين يك قطعه ابر فضايي يك ستاره روشن متولد ميگردد.