انوشه انصاری

سلام

اول اینکه من یکی شدیدا این روزها گرفتارم و اصلا وقت سر زدن به وبلاگ را ندارم، به همین دلیل از ونوس خواستم که آپ کنه! قرار بود آپ کنه و نمی دونم که چه مشکلی پیدا شده که این کار دو سه روز پیش را انجام نداده! از لطف همه بچه های هسته نجوم دانشگاه سپاسگزارم.

در هر حال سعی می کنم وقتم را تنظیم کنم...

نمی دونم دیشب برنامه آسمان شب را دیدید یا نه! برای من خیلی جذاب بود(در مورد خانم انوشه انصاری و پرتاب موشک سایوز که حامل ایشون و دو تن دیگر هست بحث شد.)

شنبه صبح حوالی ساعت 5:13 موشک سایوز را بر فراز ایران خواهیم دید، این موشک هر 90 دقیقه یک بار زمین را دور می زند. در صبح شنبه این موشک را به مانند ستاره ای از قدر حوالی منفی 2 نظاره گر باشید. به نظرم باید جالب باشه.

این هم دو لینک مرتبط:

وبلاگ ایشون و زندگی نامه

پ.ن: پیشاپیش فرا رسیدن ماه مهر و ماه رمضان را به همه دوستان تبریک می گم. به امید اینکه در تمامی طول سال به خودسازیی که شایسته خلقت است مشغول باشیم.

 

بدون عنوان

در این بخش چند سئوال،که شاید برای تعدادی از دوستان سطحی به نظر برسد را مطرح می کنم. در هر صورت وبلاگ در مکانی قرار دارد که افراد نامانوس با نجوم را هم شامل می شود...

1.ماه چگونه می درخشد؟

اگر شما می توانستید در روی سطح ماه بایستید زمین را چهار برابر کره ماه و تقریبا صد برابر روشن تر از آن می دیدید.بعضی اوقات که ماه یک هلال باریک روشن است،ما می توانیم طرف تاریک ماه را به طور ضعیف و به وسیله نوری که از زمین به آن منعکس می شود ببینیم.این حالت به عنوان مهتاب زمین شناخته شده است.البته به آن زمین تاب هم می گویند.

2.چه چیز باعث تغییر فصل می گردد؟

علت اصلی فصل ها،کج شدن محور زمین از حالت قائم می باشد.محور زمین زاویه ای بین 23.5 درجه از حالت قائم نسبت به سطح مدار زمین دارد.نتیجه این امر این است که ارتفاع خورشید در نیمروز در طول سال به اندازه 47 درجه تغییر می کند.هر چه ارتفاع خورشید در آسمان زیادتر باشد،در روی سطح زمین گرمای بیشتری احساس می شود و بتدریج که سال می گذرد درجه حرارت متوسط با ارتفاع خورشید تغییر می کند و چهار فصل را به وجود می آورد.

3.چند سیاره را می توانیم در آسمان ببینیم؟

بدون استفاده از تلسکوپ،ما می توانیم پنج سیاره را در آسمان ببینیم.آنها عبارتند از:عطارد،زهره،مریخ،مشتری و زحل.البته در مقابل چشم غیر مسلح، آنها همانند ستارگان روشن به نظر می رسند،اما محلشان در اسمان تغییر می کنند.این پنج سیاره بایستی در زمان های قبل از تاریخ نیز شناخته شده باشند.از زمان اختراع تلسکوپ سه سیاره دیگر کشف شده است:اورانوس،نپتون و پلوتو.که جدیدا پلوتو به نام سیاره کوتوله معرفی شده است.نپتون و پلوتو به قدری کم نور هستند که بدون تلسکوپ نمی توان آن ها را دید.اما اگر قدرت دید شما خوب باشد، در یک شب خیلی صاف و این که بدانید کجای آسمان را نگاه کنید ،شاید بتوانید اورانوس را ببینید.

4.آیا فضا خالی است؟

فضا در واقع اصلا خالی نیست .جز در مورد سحابیهای روشن و تاریک ،بین ستارگان گاز بسیار رقیق و غبار که مستقیما نمی توان آن ها را دید وجود دارد.بیاری از سحابیها متراکم تر از گازهای رقیق بین ستارگان هستند.در فضای بین ستارگان به طور متوسط در هر سانتی متر مکعب یک یا دو اتم وجود دارد(هوای معمولی دارای ده میلیون میلیارد مولکول در هر سانتی متر مکعب است.)

پ.ن:پنجشنبه شب،مورخ 16 شهریور،ماه گرفتگی جزئی روی خواهد داد که در ایران هم قابل رویت است.بهترین زمان برای رویت آن بین ساعات 20:45 تا 22:30 می باشد.فقط خدا کنه که هوا ابری نباشه...با دوربین دو چشمی می توانید مرز بین سایه و نیمسایه آنرا تشخیص دهید.

                                                                      

پ.ن:اسمارت 1 نابود شد!!

پلوتون از منظومه شمسی رفت!!

 این خبر به قدری برای من هیجان انگیز بود که هیئت اخترشناسان را مانند مجلسیان خودمان دیدم. شوخی با علم!!(حرکتی طوفانی را انجام دادند).همان زمانی هم که اعلام کردند دهمین سیاره کشف شده است،چندی بعد اخترشناسان ایتالیایی با دلایلی علمی آن را به عنوان یک سیاره نپذیرفتند.چندین ماه با علم بر اینکه 10 سیاره و جدیدا هم 12 سیاره داریم ،گذراندیم.حال بعد از این باید 8 سیاره را به عنوان سیاره بپذیریم.

پلوتون بعد از گذشت 76 سال از کشف شدنش، نتوانست بیش از این عنوان سیاره را برای خود نگه دارد و از خانواده سیاره های منظومه شمسی کنار گذاشته شد. پس از رای گیری اخترشناسان در نشست انجمن بین المللی اخترشناسی که دوم شهریور برگزار شد،کنار گذاشتن پلوتون از منظومه شمسی و کاهش تعداد آنها به هشت سیاره به تصویب رسید.بنابراین هم اکنون فقط تیر،ناهید،زمین،مشتری،زحل،اورانوس و نپتون سیاره های منظومه شمسی اند و پلوتون، کارون، سرس ، و جرم نویافته ub3132003 را با عنوان سیاره های کوتوله می خوانند.از مدتها قبل پیشنهادی مبنی بر افزودن سه جرم آخر به فهرست سیاره های منظومه ارائه شد که در نهایت نتوانست نظر 2600 دانشمند حاضر در بیست و ششمین نشست انجمن بین المللی اخترشناسی را که در پراگ برگزار می شد،جلب کند و از این پس با عنوان سیاره کوتوله شناخته می شود.در تعریف جدید اجرامی به عنوان سیاره شناخته می شوند که به دور ستاره ای در گردش باشد، جرم کافی داشته باشد تا به تعادل هیدروستاتیک برسد و شکل کروی برای خود ایجاد کند و خرده اجرام دیگری در اطرافش وجود نداشته باشد.

 

پ.ن: این هم یک عکس از آسمان شب توسط اینجانب.اسم این عکس من عظمت است...کوچکش کردم کیفیتش پایین اومد!

                                                            عظمت

اسطوره قرمز گرایی/ ونوس عزیز

قرمز گرایی کیهانی واقعا چگونه کار می کند؟

پرتوهای نور که به دلیل انبساط جهان طول موج بزرگتری دارند.بسیاری از کتاب های درسی قرمز گرایی را به شکل نوعی اثر داپلر کیهانی توضیح می دهد.در این حالت کهکشان هایی که دورتر باشند،به دلیل حرکت در فضا طول موج قرمز تری دارند.هر چند که تفسیر ساده شده اثر دوپلر برای کهکشان های نزدیک تر نسبتا خوب جواب می دهد، اما در مورد کهکشان های بسیار دور که انبساط کیهانی در آنها اثرهای مهمی دارد،نقض می شود.

برای مثال صدای قطاری که به ایستگاه نزدیک می شود، بم تر است، زیرا فاصله بین قله های متوالی امواج صوتی که به ایستگاه می رسد به دلیل حرکت قطار کاسته می شود.اما عامل زیاد شدن طول موج و قرمز تر شدن نور کهکشان های دوردست بسیار بنیادی تر است .در اینجا عامل اصلی انبساط خود فضا-زمان است.هنگامی که جهان منبسط می شود،فاصله بین کهکشان ها و زمین زیاد می شود، و در نتیجه فاصله بین قله های متوالی امواج نوری زیاد می شود. در نتیجه اثر قرمز گرایی به وجود می آید که حاصل انبساط خود فضا است.

پ.ن:گاهی اوقات مسائلی پیش می آد که تاب و توان ادامه دادن برخی کارهای به ظاهر قشنگ(مثل وبلاگ نویسی) از آدم گرفته میشه!! خوبیه زندگی هم به همین مسائل غیر قابل پیش بینی بر می گردد.

پ.ن:دعا کنید این یک هفته هم به زودی تمام شود تا ونوس عزیز وقت بیشتری برای وبلاگ و از همه مهمتر من بگذارد.(قدیما می پرسیدن که ونوس کجاست؟ جدیدا هیچ کسی نمی پرسه!!) به من برخورده!! دیگه هر چیزی که در مورد علاقه شدید دو دوست نسبت به هم وجود دارد، در ما هم آشکاره...

فعلا این عکس رو به ونوس عزیز تقدیم می کنم تا بعد...مبارکه

 

 پ.ن: به این لینک در مورد مقارنه ها و رویت هلال سری بزنید.

بارش برساووشی

 

هر سال از ابتدا تا پایان مرداد،زمین در مدار حرکت خود از میان ذرات باقی مانده از دنباله دار سوییفت-تاتل عبور می کند و جو آن میزبان شهاب هایی خواهد بود که بارش چشمگیر برساوشی را شکل می دهند.این ذرات با سرعت بسیار زیاد در حدود 60 کیلومتر بر ثانیه به لایه های بالایی جو برخورد می کند و رد بسیار زیبایی که حاصل از سوختن و یونیده شدن ذرات در جو است به وجود می آید.

                                                      

دهه 1990 میلادی،یکی از پرهیجان انگیزترین دهه ها برای این بارش بوده است.به ویژه سال های 1991 و 1992 که

Zhr (تعداد شهاب ها در ساعت) حدود 400 برای این بارش ثبت شد.پس از آن،تعداد شهاب ها دوباره کم شد.به طوری که در سال های آخر دهه 1990 دوباره به 100 تا 120 شهاب در ساعت به هنگام اوج رسید.اگر چه این سال ها برای بارش برساووشی سال های آرامش پس از طوفان است،باز هم در میان بارش های سال،جایگاه ویژه ای دارد.چه از لحاظ تعداد شهاب های مشاهده شده در ساعت و چه از نظر میزان درخشش و سرعت آنها.

اوج بارش برساووشی امسال حدود ساعت 2.5 بامداد است.اگرچه ماه درخشان از شمار شهاب ها می کاهد اما ارتفاع مناسب صورت فلکی برساوش از افق شرایط مناسبی را پدید می آورد.زیر آسمانی صاف می توانید تا حدود 100 شهاب بشمارید.

کماندار-قوس:saggitarius

کماندار-قوس:saggitarius

نام دیگر:رامی

موقعیت:نیمه جنوبی کره آسمان . قابل رویت از هر دو نیمکره زمین.

اجرام درخشان آن:اپسیلون-قوس(نعام وارد جنوبی) در قسمت جنوبی کمان قرار دارد.

این نهمین صورت فلکی بزرگ منطقه البروج می باشد.خورشید در اواخر دسامبر و در ورود به ژانویه از میان این صورت فلکی عبور می کند،بنابراین بهترین حالت مشاهده آن در شبهای تابستان است.

قوس

در صورت فلکی قوس تعداد زیادی اجرام آسمانی از جمله 15 جرم مسیه،و روشن ترین ابر اسمانی واقع در کهکشان راه شیری در این محل اسقرار یافته است.M22 یک خوشه کروی قدر 5،M23 یک خوشه باز بزرگ دارای 120 ستاره از قدر 7 است.M8 یا سحابی مرداب،ابر وسیع زیبایی است که ستارگان جوانی را در فاصله 15000 سال نوری از زمین،را در بر گرفته است و دارای قدر کلی 6 است.M20 سحابی سه شاخه ای است که تعدادی ستاره های خیلی داغ و جوان را در درون گاز و غبار خود جای داده است.M17 سحابی امگا به فاصله 10000 سال نوری از زمین دارای قدر 7 است.

هر گاه به راه شیری نگاه کنید، هزاران ستاره در آن می بینید.بعضی از این ستارگان از سایر آن ها متمایز هستند. و قرن ها مردم بر این تصور بودند که آن ستاره ها طرح ها یا حتی تصویر هایی را در آسمان تشکیل می دهند. این طرح ها یا تصویر ها صورت فلکی نامیده می شوند.بسیاری از صورت های فلکی به نام اشیا –حیوان است و خدایان افسانه ای قدیم نامیده می شوند.به سبب کج بودن محور زمین از تمام نقاط زمین تمامی صورت های فلکی قابل رویت نیستند.همچنین ستارگانی که یک صورت فلکی را می سازند در واقع نزدیک یکدیگر نیستند.ستارگان از محلی که ما به آن ها نگاه می کنیم نزدیک به هم به نظر می رسند.بنابراین صورت های فلکی در مورد رابطه ی فیزیکی یک ستاره یا ستاره ای دیگر مطلب زیادی در اختیار ما نمی گذارند.ولی آن ها وسیله ای برای آزمایش تخیلات ما هستند و به ما کمک می کنند تا ستاره ها و سیاره ها و دیگر اجرام آسمانی را پیدا کنیم،آنها نقشه راه شیری ما هستند.

قبلا در مورد قوس مطلب داده بودیم،اما این مطلب را از اینجا ترجمه کردم و به نظر خودم خیلی کامل است.

امشب هلال شامگاهی رجب را از دست ندهید.اطلاعات دقیق مربوط به رویت آن را از اینجا ببینید.

ادامه نوشته

سیارات در یک نگاه

 

عطارد: ابتدای تابستان شامگاهی و در صورت فلکی خرچنگ است. میانه مرداد به بیشترین کشیدگی شرقی و بهترین شرایط رصدی خود در آسمان صبحگاهی می رسد.

 

زهره: میهمان آسمان صبحگاهی است. صورت های فلکی ثور، جوزا و خرچنگ به ترتیب پذیرای آن هستند. 23 تیر در نیم درجه ای M1 (سحابی خرچنگ)، 30 تیر در 1.5 درجه ای خشه باز M35 و 28 مرداد در نیم درجه ای خوشه باز M44  (کندوی عسل) است.

 

مریخ: تا میانه تابستان در آسمان شامگاهی و در صورت های فلکی خرچنگ و اسد می درخشد.شامگاه سی و یکم تیر به نیم درجه ای قلب الاسد می رسد.

 

مشتری: شامگاهی و در مرز سنبله و میزان است.22 شهریور در 34 دقیقه قوس ستاره دوتایی آلفا-میزان خواهد درخشید.

 

زحل: ابتدای تابستان شامگاهی و در صورت فلکی خرچنگ است. اوایل شهریور به آسمان صبحگاهی منتقل می شود و رفته رفته ارتفاع می گیرد. آن هنگام صورت فلکی اسد میزبان اوست.

 

اورانوس :صبحگاهی در صورت فلکی دلو است.در میانه خط واصل لاندا-دلو به خی –دلو قرار دارد.

 

نپتون: صبحگاهی و در صورت فلکی جدی است.در نزدیکی ستاره یوتا –جدی از قدر 4.2 قرار دارد.

 

یکسالگی

وبلاگمان یکساله شد...

از تمامی دوستانی که ما را در این یکسال همراهی کردند سپاسگزاریم.امیدواریم در پیشبرد اهدافمان موفق بوده باشیم و در سال جدید با تجربه بیشتری ادامه بدهیم.

                                                                      یکسالگی

دیشب در برنامه آسمان شب اعلام کردند که،هفته آینده آقای بهرام مبشر میهمان این برنامه هستند،اگر مایل بودید برنامه شنبه شب هفته بعد را از شبکه چهار سیما ببینید.

در ضمن من و ونوس طی امروز و فردا آخرین امتحان دوره لیسانس را به اتمام می رسانیم ولی سعی می کنیم ارتباط خودمون با هسته نجوم دانشگاه را قطع نکنیم.

پ.ن:در ضمن از تمامی بچه های هسته نجوم تشکر ویژه دارم: خانمها:یزدی نژاد،صداقت پور،سمیرا قاسمی،مهدلو،علامه و...
آقایان:رجبی،عزیزی،ستوده،عباسیان مطلق،کاظمی،پور انوری و..
من سعی کردم کسانی را که کم و بیش در هسته فعال دیدمشون نام ببرم و امیدوارم کسی از قلم نیفتاده باشه.
امیدوارم در سال تحصیلی جدید هسته نجوم قوی تر از این هم بشه.

 

برخورد ضعیفی نسبت به بمب اتم در نروژ(شهاب سنگ)

گزارش های هفته گذشته این را نشان می دهد که شهاب سنگی که به دامنه کوهی در نروژ برخورد کرده است به اندازه بمب اتمی هیروشیما انرژی آزاد کرده است.حال محققان اولین اطلاعات از انفجار را گزارش دادند ، نشان می دهد که این حادثه خیلی بی روح است.

                                                                          شهاب سنگ(شخانه آن)

در هفتم ژوئن ،ساکنان شهرستان ترومز در نروژ :گزارش های حاوی گفته های آنها: یک توپ بزرگی از آتش در آسمان در حدود ساعت 2:05 صبح به وقت محلی دیده شده است.

مبنی بر گزارش های اولیه Knut jorgen Roed odegaard ( انجمنی از اختر فیزیک نظری نروژ) ،برآورد کردند که انرژی حاصل از این اتفاق قابل مقایسه با بمب هیروشیما بوده است.اگرچه این خیلی به سرعت مورد بحث قرار گرفته بود و خیلی دقیق نمی تواند باشد.

انذازه انفجار هیروشیما به طور معمول نظیر توپ پرتاب شونده ای است که در یک شمای بزرگتر به اندازه ده کیلومتر ارتفاع یا همان بزرگی ،نزدیک زمین آمده است.؟ David Morrison (عضو مرکز تحقیقات ناسا) گفت:من مشکوک هستم که این چیزی بزرگتر از یک توپ آتش بسیار درخشان بوده باشد.

پ.ن:در برنامه آسمان شب شنبه شب،آقای دکتر ایرجی برنامه جالبی را در مورد جشنواره ساعت های آفتابی داشتند،که گفتند بیشترین قدمت آن را مصری ها توانستند بدست بیاورند که در حدود 5000 سال پیش می باشد و توصیه کردند که هر کسی در هر مکانی( مکان های معمولا خالی ازسکنه که در نواحی دور افتاده هم می باشد،اگر ساعت آفتابی ای مشاهده کردند ،برای اینکه این جزو میراث تاریخی یک کشور محسوب می شود آنرا به شاخه نجوم آماتوری ایران اطلاع دهد.)کشور ما در زمینه پیدا کردن این نوع ساعتها بسیار ضعیف واقع شده و تعداد محدودی که شاید به 10 عدد برسد در ایران موجود است.اما در کشوری مثل فرانسه 25000 ساعت خورشیدی در 30 سال اخیر کشف شده است.

منبع:ترجمه ای از :mail

 

 

ادامه نوشته

یک ترجمه!!

تاریخ جدید سیاه چاله ها:( با حرکت دورانی) به طور چشمگیر به خاطر شهرت آن به تاریکی دگرگون شد.

سیاه چاله ها تکان های بدی را تحمل می کنند.به وسیله عبور گرانش های عظیم الجثه باردار شده اند ،و به وسیله منجمین به طور پنهانی وعالی تنها نقاط انتهایی حرکت دورانی کیهانی آنها مشخص شده است.این موضوعات کشف نشده مانند آب گذرهای اسرارآمیز اتلاف و مرگ به وسیله نقشه نمایش داده می شوند.

بنابراین ممکن است مناسب باشد که به تجدید نظر آنها امتیاز دهند به طوریکه نیروهای صرف نظر نکردنی و ناگزیر را خلق کنند.

تاکنون عکس های جدید روشنی از سیاه چاله ها و نقش آنها در سیر تکاملی جهان بدست آمده است.گفتگو ها با بیشتر از شش نفر از کارشناسان، فعلا در بازنویسی تاریخ بی ثبات این موضوعات فرار، درگیر است،و آشکار کننده سیاه چاله ها به عنوان سنگ تراشان عظیم الجثه هستند.

در این نظریه تجدید نظر شده،که این باز هم شامل بعضی بحث هایی در مورد حقایق است که به طور عالی انجام گرفته است ،پاراگراف های تیره و بخش های ابتدایی ناقص در مورد سیاه چاله ها نشان داده شده است که نیروهای بنیادی در گسترش و ترکیبات نهایی از کهکشان ها وجداول توزیع ستارگان در آنجا وجود خواد داشت. تاریخچه جدید همچنین نشان می دهد که سیاه چاله ها تقریبا به طور حتم محصول کهکشان هستند که در آنجا ساکن شده اند.ظاهرا هیچ یک از این دو بدون طرف دیگرشون خیلی بزرگ نیستند.

این تئوری به وجود آمده یک نکته ای دارد،حروف نامفهوم(رمز عبور)داروین گرایی:با فرضیه تکامل.

نظر به این که اندیشه به کار برده شده ی فرضیه تکامل که در پیرامون ما وجود دارد ،مربوط به کمتر از یک دهه است،یا به اندازه سی سال است،که وابسته به این است کی شما این را بپرسید.بسیاری از نظریه ها به طور جدی درک نمی شوند وهیچ کسی این ملاک ها رو تایید نمی کند.تنها در شش سال گذشته تقریبا بخار آب مانند را بدست آورده اند.و فقط در طول سه سال گذشته مشاهداتی مبنی بر وجود تکیه گاه سنگی جامد و با شروع فرضیه تکامل در نظریه های کارشناسی از جمله در هر دو مورد گسترش سیاه چاله و شکل کهکشان به عمل آمده است.

این نظریه مخصوصا مربوط است به اینکه توضیح دهد که چگونه کهکشانهای بزرگ در شروع جهان در بیلیون سال پیش گسترش یافته اند.

پ.ن:این حاصل ترجمه ای است که از روی این انجام شده است، مطمئنم که اشکالاتی هم دارد ،حالا کم کم سعی می کنم این اشکالات را به حداقل برسونم.

خاطره

در روز نجوم به همراه یکی از دوستان گروه نجوم به چند تا از مراکز برگزاری این مراسم سر زدیم ...یکی از این مراکز که به نظر من فعال هم ظاهر شده بود رصدخانه زعفرانیه بود... یه گشتی در اونجا زدم و یه قسمتی رو دیدم به نام ادبیات و قران و نجوم ...که در اونجا این مثنوی رو گذاشته بودن .منم ازشون این مثنوی رو گرفتم...بعضی جاهاش کمی ثقیله!!ولی با این حال...

عطارد مشتری باید متاع اسمانی را               همی مریخ چشم ارزد چراغ آن جهانی را

زدست زهره به مریخ اگر رسد جانش              رها کند به یکی جرعه ی خشم صفرا را

نه از او نقش بیابی نه نشان                          نه کهن یابی به راه کهکشان

تا کسوف آید زین خورشید را                          تا غایم نخل را و بید را

باز در کوشش مد نکته مخوف                         در رخ خورشید افتد صد کسوف

ز دست زهره به مریخ اگر رسد جانش               رها کند به یکی جرعه ی خشم صفرا را

کند دمی خورشید ادم را کسوف                       چون دتب شعشاع بدری را خسوف

 

حالا اگر مشکلی داره شرمنده! در ضمن یه دختر بچه ای به نام شیرین اما ملقب به اورانوس، اونجا بود که نمیدونم چی شد که اومد و گفت میتونم من خودمو به شما معرفی کنم؟.. و شروع کرد به گفتن خصوصیت اورانوس،منم بهش گفتم: چه جالب منم اورانوسم!اما اون فکر کرد من دارم شوخی می کنم..

جدیدا در آپ کردن وبلاگ کمی تنبل شدیم،ما رو ببخشید.

چرا زهره بر عکس می چرخد؟

قبلا یه مطلبی را راجع به خصوصیات اورانوس نوشته بودم و در ادامه اون، دقیقا علت برعکس چرخیدن اورانوس را نمی دونستم،اما یکی از دوستان ( آقای ستوده )محبت کرده بودند و توضیح کوتاهی داده بودند...حال این مورد هم فکر می کنم ،فقط راجع به خود سیاره زهره صحت داشته باشد...شما هم با دقت آن را بخوانید.                                                             

                                                                                   ونوس(زهره)

در سال 1961 اخترشناسان با امواج رادیویی از جو ضخیم و ابرهای زهره گذشتند و به سطح آن رسیدند و با حقیقت عجیبی رو به رو شدند:حرکت زهره بسیار آهسته،در خلاف جهت حرکتش به دور خورشید و در خلاف جهت حرکت وضعی سیارات دیگر است.تا همین اواخر اخترشناسان بر این باور بودند که برخوردی بزرگ در اوایل شکل گیری منظومه شمسی باعث 180 درجه ،تغییر امتداد محور چرخش سیاره و در نتیجه چرخش برعکس زهره شده است.اما تحقیقات جدید نشان می دهند که علت اصلی برخورد نبوده است و اینکه احتمالا در بسیاری از منظومه های سیاره ای دیگر نیز چنین سیارات"بی نظمی" وجود دارند.در طول زمان،خورشید در جو ضخیم زهره ایجاد جزر و مد کرده است و اصطحکاک میان جو و سطح سیاره،کم کم سرعت چرخش زهره را کم کرده است تا جایی که سیاره متوقف شده و سپس در جهت عکس شروع به چرخش کرده است.درست به همان شکل که نیروهای کشندی ماه،در اقیانوس های زمین جزر و مد ایجاد می کند و اصطحکاک آن باعث کند شدن حرکت زمین می شود.جالب اینجاست که وقتی خورشید یک سوی زهره را گرم می کند.باد در سراسر سیاره به حرکت در می اید و در واقع باعث افزایش سرعت چرخش سیاره می شود.به گفته اخترشناسان، وضعیت نهایی زهره برآیندی از همه این نیروهاست.در این مدل ها سرعت چرخش سیاره هر چقدر که باشد به هر حال حرکت برعکس ایجاد می شود.شرایط اولیه زهره،این سیاره را به هر حال به سوی موقعیت فعلی اش سوق می داده است.چنین پدیده ای از اتفاق های عادی در مراحل تحول سیاره های زمین مانندی است که جو بسیار چگالی دارند.

 پ.ن:از تمامی دوستان می خوام که اگر مطالب جالبی،حتی الامکان در مورد نجوم و حالا در دیگر مباحث علمی که جذاب باشه، دارید به آدرس من(اورانوس) یا ونوس میل کنید.ممنون

:: عکاسی در محلات و ابیانه ::

این چند عکس هم توسط اینجانب از دو منطقه محلات و ابیانه گرفته شده است...

البته عکس ها زیاد بودن، اما برای ثبت خاطره همین چند تا کافیه...

خدا را چه دیدید، شاید در آینده عکاس ماهری شدم...

آرزوه دیگه!!

در روز نجوم هم چند تا عکس از شور و شوق اهالی نجوم گرفتم که شاید در آینده در وبلاگ قرار بگیره...

خوبه وبمون از یکنواختی هم در بیاد...

پ.ن:در روی عکس کلیک کنید تا در صفحه ای جداگانه باز بشه،برایه حجیم نشدن وبلاگ مجبور به این کار شدم...

16 اردیبهشت ماه روز جهانی نجوم گرامی باد

"دانستن صورت عالم و چگونگی نهاد آسمان و زمین و آنچه به میان این هر دو است از روی شنیدن و به تقلید گرفتن همچون چیزهای سخت سودمند است اندر پیشه نجوم.ازیراک گوش به نام ها و لفظها که منجمان به کار دارند خو کند و صورت بستن معانی آن آسان گردد تا چون به علتها و حجتهای آن بازآید و آن را به حقیقت خواهد تا بداند از اندیشه و فکرت آسوده بود و رنج آن از هر دو سو بر او گرد نیاید."(ابوریحان بیرونی)

                                                                         روز جهانی نجوم

همه ساله روز شنبه‌اي را كه در فاصله 26 فروردین تا 25 اردیبهشت به تربیع اول ماه نزدیک باشد به عنوان روز جهانی نجوم اعلام می کنند که امسال روز شنبه 16 اردیبهشت روز جهانی نجوم و از 11 تا 17 اردیبهشت هم هفته نجوم خواهد بود.

::به امید پیشبرد علم نجوم در کشورمان::

پ.ن:در روزهای آینده برنامه هایی که به مناسبت روز جهانی نجوم در دانشگاه آزاد واحد قم توسط گروه هسته نجوم برگزار می شود،را متعاقبا اعلام می داریم.

پیشاپیش سال 2009 میلادی(1387 و 1388 خورشیدی) ،سال جهانی نجوم را گرامی می داریم .

بلند پروازی های آرتور سی.کلارک

مقاله ای را مدت ها پیش با عنوان بلندپروازی های آرتور سی.کلارک خوندم .به نظرم جالب اومد و خواستم تا شما هم اینو بخونید...

هر گاه که به برنامه های تلویزیونی ماهواره ای یا تصاویر ماهواره ای وضعیت آب و هوا نگاه می کنید.به یاد آرتور سی.کلارک باشید.این تصاویر در واقع از شبکه قمر های مصنوعی در فاصله 35900 کیلومتری زمین می رسند .ماهواره هایی که در این فاصله قرار دارند اصطلاحا "زمین ثابت" نامیده می شوند.آن ها بر فراز استوای زمین از غرب به شرق با سرعت مداری برابر با چرخش زمین حرکت می کنند و بنابر این به نظر می رسد که بر فراز یک نقطه زمین ثابت اند.ماهواره های زمین ثابت عموما برای شبکه های رادیویی و تلویزیونی،ارتباطات تلفنی،جهت یابی و پیش بینی وضعیت آب و هوا استفاده می شوند.اما نخستین بار به ذهن خلاق چه کسی رسید که اقمار مصنوعی را به مدار زمین بفرستند تا زندگی مردمان روی زمین راحت تر شود؟

                                                       آرتور سی.کلارک(تخیلات بسیار زیبایی دارد)                                                      

او آرتور سی.کلارک خالق داستان فیلم سینمایی ادیسه 2001 بود.فیلمی با نگاه جهانی به ظهور انسانیت و تصویری خوشبینانه ا ماجراهای انسان در فضا .فضا متعلق به خیال پردازان خلاق و رصدگران است و آرتور سی.کلارک هر دو آنهاست.کلارک سفرهای فضایی را در سر می پروران اما از طرفی به خوبی می فهمید که دولت تا زمانی که استفاده ای مفید از این سفرها پیدا نکنند نسبت به آن بی میل خواهند بود.در اکتبر سال 1945 مقاله کلارک با نام "رله کننده های فرا زمینی" درباره اصول ماهواره های زمین ثابت در نشریه وایرلس ورلد(دنیای بی سیم) منتشر شد.در این طرح سه ماهواره ارتباطی با زاویه 120 درجه نسبت به هم در مداری زمین ثابت(مدار کلارک) سراسر کره زمین بجز قطب ها را پوشش می دهند.در ابتدا با نظر کلارک مخافت شد.شوروی و آمریکا در سالهای پس از جنگ بر سر کسب برتری در فن آوری با یکدیگر مبارزه می کردند.وقتی روز چهارم اکتبر سال 1957 اتحاد جماهیر شوروی،اسپوتنیک،نخستین ماهواره دنیا را پرتاب کرد،یک شبه عقیده امریکایی ها عوض شد.امریکا در مسابقه تسخیر فضا عقب افتاده بود.به این ترتیب سرانجام پیشنهاد کلارک جدی گرفته شد. عقیده کلارک در سال 1969 به واقعیت تبدیل شد،زمانی که شبکه سراسری ماهواره ای زمین ثابت اینتل ست 111 به بهره برداری رسید.کمی پیش از فرود تاریخی آپولو 11 بر سطح ماه.

پ.ن:حتما ادامه مطلب و اون تخیلی از آرتور سی.کلارک که هنوز به وقوع نپیوسته را بخونید.جالبه

ادامه نوشته

گاهشمار ایرانی

به دلیل نزدیک شدن به عید نوروز و این جشن باستانی خجسته، بر آن شدیم مطلبی را در خور آن به صورتی مفید عرضه کنیم...

                                                                   عیدتان مبارک

پیشاپیش این عید خجسته را به تمامیه ایرانیان از جمله دوستان وبلاگی تبریک عرض میکنیم .

امروزه بر همگان آشکار است که هیچ سالنمایی به رسایی سالنمای ایرانی نیست، زیرا این روزشماری در ایران باستان بر شیوه ی ستاره شناسی بسیار دقیق انجام شده و در میان دیگر سالنماها از همه جهات سرآمد است. اکنون ببینیم که این چگونه گاه شماری است که این همه ستوده شده است.

در ایران باستان هر سال 365 روز(به جز کبیسه) و دارای 12 ماه بود که نامهای آنها بدین ترتیب است:فروردین، اَردیبهشت، خورداد، تیر، امرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، وهمن(بهمن)، سپندارمذ(اسفند)

توجه داشته باشید که واژه مرداد به معنای چم مرگ است و زمانیکه (ا) نفی بر سر آن می آید به معنای چم بیمرگ می باشد.هر ماه نیز دارای 30 روز می بود و هر روز دارای نام مشخصی، که این نامها بدین ترتیب است:اورمزد، وهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خورداد، امرداد، دی باذر، اذر، ابان، خور(خیر)، ماه، تیر، گوش، دی بمهر، مهر، سروش، رشن، فروردین، ورهرام، رام، باد، دی بدین، دین، ارد، اشتاد، اسمان، زامیاد، مانتره سپند، انارام .در سالهای کبیسه روزاضافه شده را اَوَرداد به چم اضافه شده گویند.

تا اینجا از 360 روز یاد شد و 5 روز بر جا می ماند. این پنج روز در پایان سال بنام پنج روز پنجه می باشد.که نامهای آنها بدین گونه است:آهنَوَد، اُشتَوَد، سِپَنتَمَد، وُهوخَشَتر، وَهِشتواِش

کبیسه: در زمان پیشین کبیسه به دو گونه بود؛ ابتدا هر 120 سال یک بار کبیسه می گرفتند و یک ماه بنام اَوَرداد اضافه میکردند، سپس بدین نتیجه رسیدند که هر چهار سال یکبار کبیسه بگیرند و یک روز اضافه کنند.در سالنمای ایرانی روزی که نام ماه و روز یکی می شود را جشن می گیرند. مانند جشنهای:ابانگان، اذرگان، دیگان و...... و بسیارند از این جشنها که امروزه بجای آن مراسم عزاداری تازیان در ایران زمین، در ایران کورش، ایران داریوش، ایران زرتشت، ایران رستم فرخ زاد، ایران فردوسی و ایران هزاران نفر دیگر برگزار می گردد.این جشنها به میزانی زیاد بوده که ابوریحان بیرونی از آنها اینگونه یاد می کند:(جشنهای ایرانیان بگونه ای زیاد است که بدین ماند شما بخواهید تعداد رودهایی که به یک اقیانوس سرازیر می شوند را بشمارید.)

گاهشمار ایرانی خورشیدی‌است، و این ویژگی را دارد که در آن سال با دو گذر پیاپی پدیدار خورشید از هموگان ( اعتدال) بهاری تعریف می‌شود. گاهشمار ایرانی بر نپاهش (رصد) های اخترشناختی دقیق استوار است، و فزون بر‌این دارای راژمان (سیستم) اندرهلی (کبیسه) هوشمندانه‌ای است که آن را از همتای اروپایی‌اش، گاهشمار گرگوری، با اینکه جوانتر است، دقیقتر می‌کند. این گاهشمار پیشینه‌ای بس دراز دارد در فرهنگ ایرانی، و بویژه ژرفترین ریشه‌هایش به آیینهای زرتشتی می‌پیوندند.

جشن نوروز، که میراثی است زرتشتی با بسیاری بارهای فرهنگی، نماد شادی آدمی است از بیداری یا نوگشت طبیعت پس از گذشت زمستان سترون. نوروز را روز‌ها یا هفته‌ها پیش از هموگان بهاری آیینها و ترادادهای شادی بخشی که از گذشته‌های کهن بر‌می‌خیزند همراهی می‌کنند. از آن میان می‌توان خانه تکانی، سبزه ریزی، و جشن چهارشنبه سوری پیش از نوروز و همچنین جشن سیزده بدر را یاد کرد. هزاران سال است که نوروز را مردمان گوناگونی که در آسیای باختری و مرکزی زندگی می کنند جشن گرفته‌اند، با وجود دگرسانیها‌ی قومی، دینی، یا زبانی. گذشته از پیام ژرف نوروز، این که این آیین به دین یا قوم ویژه‌ای تعلق ندارد دلیلهایی اصلی هستند که آن را میراث فرهنگی مشترک ملتهای گوناگون با زمینه‌های فرهنگی گوناگون کرده‌اند.

پ.ن:به برخی از کلمات اصیل فارسی در متن بالا توجه کنید ،برای من به شخصه خیلی جالب و نامانوس بود .

پ.ن:برای دانستن ریشه کهن گاهشمار ایرانی حتما ادامه مطلب را مطالعه کنید.

پ.ن:برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید.

ادامه نوشته

اورانوس

سیاره اورانوس در 13 مارس 1781 بوسیله سرویلیام هرشل انگلیسی که موسیقیدانی حرفه ای و منجمی متفنن بود با تلسکوپ بازتابی کوچک 18 سانتیمتری ساخت خودش کشف شد.اورانوس در چنین تلسکوپی به صورت قرص بسیار کوچکی است که اندک تفاوتی با یک ستاره معمولی دارد.اما این تفاوت اندک در اندازه کافی بود تا هرشل شک کند که این شی یک ستاره است. داده های او تایید کرد که سیاره ای جدید کشف شده است که به فاصله 19 واحد نجومی بر گرد خورشید میگردد.

                                         

اورانوس که نامش از رب النوعی گرفته شده است که از خائوس(آشوب) برخاست و تجسم آسمان گردید.از قطر ظاهری 5.7 است.از اینرو به دشواری بسیار در شرایط بسیار مساعد می توان آن را با چشم برهنه دید.کمسویی آن معلول فاصله زیادش هم از خورشید است که بر آن نور می افکند و هم از زمین که از آن رویت می شود.اورانوس در آسمان همان مسیری را میپیماید که سیارات دیکر میپیمایند.اما حرکت ظاهری آن نسبتا کند است و هر گردش کامل به دور خورشید را تقریبا در 84 سال تمام میکند،حرکت آن از افق غربی زمین به جانب افق شرقی در حدود 4 درجه در هر سال است.این سیاره شباهت زیادی با سیارات بزرگ دیگر،مشتری،زحل و نپتون دارد.جو آن نیز به احتمال زیاد متشکل است از آمیزه ای از آمونیاک،متان و ئیدروژن . درصد آمونیاک در مقایسه به متان و خاصه ئیدروژننسبتا کم است.

اورانوس در تلسکوپ به سبب وفور متان، قرصی سبز رنگ به چشم می آید.گهگاه لکه های سفیدی بر سطح سیاره پدیدار می شود. این لکه ها برای تعیین دوره تناوب دوران مفید هستند.

اورانوس از چندین جهت در میان سیارات منحصر به فرد است . {الکی که نیست :)}

1.نخستین سیاره ای است که به کمک تلسکوپ کشف شد.

2.کشف آن بر حسب تصادف بود.

3. دوران آن بر گرد محورش معکوس(یعنی در جهت عقربه های ساعت) است.

4.صفحه استوایی آن تقریبا عمود بر صفحه مدار است-مقدار دقیق زاویه بین دو صفحه 82 درجه است.

 پ.ن:این پست را در ۲ بخش آوردم تا طولانی نشه.

این لینک شاید براتون جالب باشه!(قسمت انگلیسی آن را خودتون ترجمه کنید! راحته)، مثلا یه جور ذهن خوانی است!!!

اطلاعاتی در مورد اورانوس

اطلاعات اساسی :

این قسمت علاوه بر آشنا کردن ما به خصوصیات یه سیاره ،به ما امکان مقایسه سیاره را با زمین نیز میدهد!!

 فاصله از خورشید:                                                         

 حداقل: ۲,۷۳۰,۰۰۰,۰۰۰ کیلومتر

میانگین: ۲,۸۷۰,۰۰۰,۰۰۰ کیلومتر

حداکثر: ۳,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ کیلومتر

خروج از مرکز مدار: ۰۴۷۲/۰

دوره تناوب حرکت انتقالی به دور خورشید: نجومی: ۰۱/۸۴ سال هلالی: ۶۶/۳۶۹ سال

سرعت مداری: ۸/۶ کیلومتر در ثانیه

قطر زاویه‌ای(متوسط،به هنگام مقابله): ۵۸/۳ درجه

قطر: حداقل(قطبی) ۴۸۰۰۰ کیلومتر حداکثر(استوایی) ۵۱۵۰۰ کیلومتر

حجم: ۶۷ برابر حجم زمین - چگالی: ۲۳/۰ برابر چگالی زمین

شتاب گرانشی سطحی: ۱۲/۱ برابر شتاب گرانش سطحی زمین

سرعت گریز: ۵/۲۲ کیلومتر بر ثانیه

دوره تناوب حرکت وضعی به دور محور: ۱۰ ساعت و  ۴۹ دقیقه

زاویه میل استوای سیاره با صفحه مدار: ۹۷ درجه و ۵۳ دقیقه

دما: ۲۱۲- درجه سانتیگراد - نسبت بازتاب: ۹۳/۰

دفعه‌های بعدی در مورد سیاره ونوس(همون زهره) و شاید در مورد مارس!!! این توضیحات را بدهم.

حیات بر روی ماه/سرگذشت ماه

 ماه صحرای خشک لم یزرعی است.نه جو وجود دارد،نه آب،نه گیاه و نه حیات حیوانی .فقدان آب همچنین دال بر فقدان ابر در آسمان و نیز فقدان غباری است که از فرسایش آب و باد بوجود می آید .بدون جو،انتقال صوت و در نتیجه صحبت کردن امکان پذیر نیست،فلق و شفقی وجود ندارد،طلوع و غروب خورشید ناگهانی است. وقتی جو نباشد آسمان،آبی نیست بلکه سیاه به نظر می رسد. خورشید فقط دایره ای از نور است و زمین در آسمان ماه چون کره رنگارنگی به چشم می آید .

                                                            ماه با تمام قشنگی هاش

تا آنجا که می دانیم ماه نیز ،مانند زمین و خورشید،در حدود 4.5 بیلیون سال پیش زاده شد.در آن زمان توده بزرگی از ابری از گاز و غبار، جدا شد و بر اثر نیروی گرانش شروع به انقباض و در نتیجه شروع به گرم شدن کرد..این توده انقباض یافت تا سرانجام به اندازه و شکل کنونی ماه رسید.شتاب گرانشی کم و دمای سطحی زیاد ماه موجب شد که گازهای سبک از سطح آن بگریزند.

گرمایی که از سطح ماه تشعشع می شد سبب گردید که این کره به مایع بدل شود.سپس سطح ماه انجماد یافت و یک بیلیون سال بعد داخل آن نیز منجمد شد.دو نظریه درباره تکوین پست و بلندیهای سطح ماه وجود دارد.نظریه محتملتر این است:

شهاب سنگهایی که ماه در مسیر خود با آنها بر خورد کرده است مسئول نشانه های سطحی ماه هستند. بیشتر این شهاب سنگها،موجب پیدایش دهانه ها شدند، ولی معدودی که خیلی بزرگ بودند توانستند در زمانی که داخل ماه هنوز سیال بود، در سطح ماه شکافهایی ایجاد کنند و جریانی از گدازه را سبب شوند که سطح را پوشاند و همه دور و بر را محو کرد.مطالعات رادیواکتیوی سنگ آذرین دریای آرامش حاکی از آنست که این جریان گدازه ای در حدود 3.7 بیلیون سال پیش روی داد.

از قرار معلوم در آن زمان شهابسنگ بسیار بزرگی سطح ماه را شکافت و گدازه جاری شده این دریا را بوجود آورد. دهانه هایی که اکنون در این دریا دیده می شود.جوانتر از 3.7 بیلیون سال هستند.شاید هم اکنون شهابسنگ های بزرگی در زیر همه دریاها وجود داشته و مسئول فزونی نیروی گرانشی باشند که در پرواز از فراز دریاها تجربه می شود.چنین است زنجیره احتمالی رویدادهایی که چندین بیلیون سال پیش به تکوین نشانه های سطحی ماه انجامیدند و جز دو مورد استثنا، این نشانه ها همان هایی هستند که هنوز هم وجود دارند .هیچ باد وبارانی فرسایش دهانه ها و دریاها را سبب نشده است .دو مورد استثنا عبارتند از:

1.احتمالا هنوز هم فعالیت های آتشفشانی بسیار خفیفی در دل ماه وجود دارد. وجود گنبدکها بر سطح ماه را به چنین فعالیت هایی منتسب می کنند.

 

2.غبار و شکسته سنگها و قلوه سنگهایی که بر سطح ماه دیده می شود معلول برخورد دایمی ماه در مسیر خود با شهابوارها و خرده شهابوارها است. 

پ.ن:راستی هر کسی اگر مطلب خاصی را دوست داره، یه پیشنهادی در مورد مطلبش بده ،تا اگر مقدور بود یه اطلاعاتی در اختیارش بگذاریم.

قابل توجه دوستان که این مطلب را در مورد منظومه شمسی نوشتم ،تا در تمامیه مباحث فعالیت داشته باشیم...

 

دنیای جنجالی یه دانشمند

باز هم یه مقاله جنجالی، از نظر من، که در آخر همون کتابی که خوندم (استیون هاوکینگ)در مورد نیوتن آورده شده بود:

                                                                                               

اسحاق نیوتن فردی خوش مشرب نبود.رابطه اش با دیگر آکادمیسین ها بد بود و بیشتر واپسین دوره زندگیش به منازعات و در گیری های داغ سپری شد.پس از انتشار اصول ریاضی_که بی تردید پر نفوذترین کتاب تاریخ فیزیک است_نیوتن به سرعت معروفیت و شهرت عام پیدا کرد. او به ریاست انجمن سلطنتی گماشته شد و نخستین دانشمندی بود که به مقام شوالیه گری دست یافت.

نیوتن به زودی با منجم سلطنتی،جان فلم استید در افتاد.این شخص پیشتر اطلاعات فراوانی را که به هنگام نگارش اصول،مورد نیاز نیوتن بود،در اختیارش قرار داد،اما اینک از دادن اطلاعاتی که نیوتن می خواست،سرباز می زد.نیوتن پاسخ را نمی پذیرفت،اما کاری کرد که خود به عضویت نهاد حاکم بر رصد خانه سلطنتی منصوب گردد و سپس کوشید تا اطلاعات به سرعت انتشار یابد.سرانجام ترتیبی داد که کارهای فلم استید توسط دشمن قسم خورده او ،ادموند هالی،ضبط و آماده چاپ شود.اما فلم استید به دادگاه شکایت کرد و سربزنگاه دعوا را برد و دادگاه دستور داد که از توزیع کارهای مسروقه جلوگیری شود.نیوتن برآشفت و در چاپهای بعدی اصول کلیه موارد رجوع به فلم استید را حذف نمود و به این ترتیب انتقام خود را از او گرفت.

مجادله جدی تری بین او و فیلسوف آلمانی گوتفرید لایبنیتز در گرفت.لایبنیتز و نیوتن هر دو به طور مستقل شاخه ای از ریاضیات را به وجود آورده بودند به نام کالکولس،که بنیاد بخش اعظم فیزیک نوین است.اکنون می دانیم که نیوتن سالها پیش از لایب نیتز کالکولس را کشف کرده بود،اما مدت ها بعد کارش را منتشر ساخت.بر سر آن که چه کسی این کشف را زودتر انجام داد،جنجال بزرگی به پا شد و دانشمندان با تمام قوا به جانبداری از یکی از ایندو رقیب پرداختند.اما خوب است بدانید که بیشتر مقالاتی که به دفاع از نیوتن به چاپ رسید،در اصل بوسیله خود او نوشته شده بود و تحت نام دوستان انتشار می یافت!با بالا گرفتن جنجال، لایب نیتز به خطا به انجمن سلطنتی متوسل شد تا دعوا را حل کند.نیوتن به عنوان رئیس انجمن، هیئتی بی طرف را مامور رسیدگی کرد که تصادفا همگی از دوستان نیوتن از آب در آمدند!اما این همه ماجرا نبود.سپس نیوتن خود گزارشی داد که در آن رسما لایب نیتز به سرقت آثار علمی متهم شده بود.نیوتن که هنوز کاملا راضی نشده بود،مقاله ای بدون امضا در نشریه انجمن سلطنتی به چاپ رساند و در آن ،به مرور و بازنگری گزارش مزبور پرداخت. می گویند پس از در گذشت لایب نیتز،نیوتن اعلام کرد که از "شکستن قلب لایب نیتز،بسیار خشنود شده است."

در طول این دو مجادله،نیوتن کمبریج و فرهنگستان را ترک گفت.او در کمبریج و بعدا در پارلمان فعالیت های ضد کاتولیکی داشت و سرانجام به سمت پردرآمد سرپرست ضرابخانه سلطنتی منصوب شد.در اینجا،او استعداد خود برای آزار و گمراهی را در مسیری که از نظر اجتماعی قابل قبول تر بود،به کار انداخت و مبارزه مهمی را برعلیه تقلب و جعل رهبری نمود،و حتی چند تن را بالای دار فرستاد.

این لینک هیچ ربطی به نجوم نداره اما فکر میکنم مفید باشه.

دیدگاه مردمان نسبت به علم

این نوشته برگرفته شده از کتاب" سیاهچاله ها و جهانچه ها و مقالات دیگر" نوشته استیون هاوکینگ است.نمیدانم کتاب تاریخچه زمان استیون هاوکینگ را خوانده اید یا نه؟!این مطلبی که میخواهم براتون بنویسم در اواخر اون کتاب آمده ،که من خلاصه ای از آن را میگم...

چه بخواهیم و چه نخواهیم،جهانی که در آن زیست می کنیم در یکصد سال گذشته دستخوش تغییرات بسیاری شده است .به هر روی حتی اگر کسی بخواهد عقربه زمان را به عقب برگرداند،چنین کاری از او ساخته نیست.دانش و فن را نه میتوان به سادگی از یاد برد و نه میتوان از پیشرفت آینده جلوگیری کرد. اگر همه بودجه های دولتی پژوهش و تحقیقی قطع شود ،نیروی رقابت همچنان پیشرفت فناوری را به ارمغان خواهد آورد.افزون بر آن کسی نمیتواند ذهنها را از اندیشیدن و پرسشگری پیرامون علوم پایه بازدارد.

تنها راه جلوگیری از پیشرفت عبارت است از پدید آمدن یک حکومت جهانی توتالیتر که هر چیز تازه و جدید را سرکوب نماید،با این همه نیروی نوآوری و نبوغ بشر چنان است که حتی این ترفند نیز راه به جایی نمیبرد و تنها میتواند نرخ و سرعت تغییرات را کند نماید.اگر بپذیریم که نمیتوانیم دانش و فن را از تغییر جهانمان باز داریم،دست کم می توانیم اطمینان حاصل نماییم که تغییرات در سمت و سوی درستی انجام میپذیرد.این امر در یک جامعه مردم سالار!!به معنای آن است که مردم نیاز به آگاهی و شناخت پایه ای از دانش دارند تا بتوانند تصمیم های آگاهانه بگیرند و تصمیم گیری را تنها به عهده کارشناسان نگذارند.هم اکنون مردم دیدگاهی متناقض نسبت به علم دارند. آنان از یکسو انتظار دارند استانداردهای زندیگیشان بر اثر پیشرفت های دانش و فن بالا رود.اما از سوی دیگر به دانش و علم بی اعتمادند،چرا که از درک آن عاجزند.این بی اعتمادی در شخصیت کارتونی دانشمند دیوانه ای که در آزمایشگاه خود به ساختن فرانکشتین مشغول است ،تجلی میابد و همچین عنصر مهمی در پشتیبانی عموم از احزاب سبز می باشد.اما مردم علاقه وافری به دانش و به ویژه اخترشناسی و داستانهای تخیلی علمی دارند وگواه آن ،انبوه بینندگان سریالهای تلویزیونی چون کاسموس (casmos)است .برای مهار این اشتیاق و علاقه و دادن زمینه علمی لازم به مردمان جهت گرفتن تصمیم های آگاهانه درباره بارانهای اسیدی ،اثر گلخانه ای،جنگ افزارهای اتمی و مهندسی ژنتیک چه میتوان گفت؟روشن است که چاره بنیادی در آموزش های دبستان یافت میشود.اما علم در دبستان به گونه ای خشک و غیر جالب عرضه میگردد.کودکان آن را به طور حفظی و برای قبولی در امتحان فرا میگیرند و ارتباطی میان آن و دنیای پیرامون نمیبینند.

این لینک جالبیه ببینیدش.

ادامه نوشته

انیشتین

طبیعت شانس و تصادف نمی شناسد و بر اساس اصول ریاضی عمل نمی کند ...همان طور که بارها گفته ام ،خداوند با جهان تاس بازی نمی کند."آلبرت انیشتین"

یه مقاله ای را با عنوان ویولن وانزوا ، حدود یه ماه پیش ،تو روزنامه شرق خوندم.در رابطه با انیشتین بود. به نظرم بعضی قسمت های اون جالب اومد که اینجا براتون عنوان میکنم...

اول این جمله از ایشون:"مسلما چیزهایی هست که ارزش دارد آنها را باور کنیم.من خودم شخصا به برادری میان انسان ها اعتقاد دارم".خیلی دوست دارم هر کسی که این متن را خوند راجع به این عقیده ایشون هم نظر بده!!!

او در شهر اولم آلمان ،جایی نزدیک به مرز فرانسه به دنیا آمد.پدرش برای او در پنج ،شش سالگی که او هنور به سختی حرف میزد،قطب نما خرید. آلبرت به آن عقربه کوچکی که هر کاری می کرد سر جایش بود، علاقه مند شد."هنوز به یاد می آورمش.این تجربه اثر عمیقی بر من گذاشت،فکر کردم که چیزی بسیار پنهانی باید پس این ماجرا باشد."پدر و مادرش یهودی اما چندان مذهبی نبودند،با این وجود چند رسم قدیمی یهودی را حفظ کرده بودند.مثلا هر هفته یک آدم فقیر را برای ناهار دعوت می کردند. کتاب های علمی عامه فهم را همین مهمان فقیر برایشان می آورد.مدرسه آزارش می داد و معلم ها برایش مثل گروهبان بودند.عمویش به او هندسه اقلیدسی یاد داد.پدرش خوشحال بود که حالا پسرش یک کاری انجام می دهد،او کتاب می خواند.

چون تنها یهودی مدرسه بود، تورات را به عنوان تک درس می خواند، خیلی به آن علاقه نشان می داد اما وقتی کتاب هایی درباره فیزیک و نجوم و به خصوص کتاب"سنجش خرد ناب "کانت را خواند،تورات را کنار گذاشت.آن زمان 12 ساله بود.در 15 سلگی پدرش ورشکست شد.خانواده اش به میلان مهاجرت کردند و او را در مونیخ پیش اقوام گذاشتند تا دیپلمش را بگیرد.حوصله اش از مدرسه سر رفته بود.رفت و یک گواهی پزشکی گرفت که"اعصابش ناراحت است و نمی تواند سر کلاس برود."اما مدیر دبیرستان پیش دستی کرد:"آقای انیشتین!حضور شما در کلاس باعث اختلال است و اثر سوئی بر بقیه دانش آموزان دارد."چمدانش را بست و برای تفریح به ایتالیا رفت...

سالهای بعد از انفجار های اتمی و پایان جنگ برای اینیشتین در انزوا گذشت.گاهگاهی با "کورت گودل"گپ میزد.گاهی ویولن و گاهی هم داستایوفسکی و تولستوی تنهایی او را پر میکردند.وقتی ولادیمیر ژابوتیسکی پدر صهیونیسم جدید ریاست جمهوری اسراییل را به او پیشنهاد داد،گفت"بهتر بود یهودی های مهاجر به جای فلسطین به اوگاندا می رفتند.این انتخاب شاید مطلوب و آرمانی نباشد.اما لااقل در اوگاندا برای همه جا هست.فکر کنم فلسطین را براساس متون تورات انتخاب کردند،این طرز تفکر،قوم پرستانه هست و من با هر جور قوم پرستی مخالفم."وقتی صدر اعظم آلمان پیشنهاد زندگی در این کشور را داد،گفت نمی توانم کشتار شش میلیون یهودی در آلمان را فراموش کنم.اما افراد زیادی هم در دنیا بودند که نمی توانستند کشتار ژاپنی ها در هیروشیما و ناکازاکی را فراموش کنند."اگر دوباره به دنیا می آمدم،دیگر تئوری و فرمول نمیساختم.می رفتم کفاش میشدم."خسته شدین از طولانی بودنش؟

مطلب خیلی طولانی بود،من قسمت هایی از اون را نوشتم.فکر کنم کمی سیاسی شد !اما جالبه...

اثر يك ستاره در حال مرگ

ششصد و پنجاه سال نوري دورتر از زمين و در صورت فلكي دلو (Aquarius )، يك ستاره مرده كه باندازه زمين است با سرسختي قصد ندارد كه پهنه آسمان را با آرامش ترك كند. در حال مرگ ، اين ستاره مقادير عظيمي از گاز داغ و تشعشع فوق بنفش شديد از خود به درون فضا پرتاب مي كند تا جرمي تماشائي بنام "چرخ اختري (سحابي سياره نما)" را خلق كند. خداییش زیباست

ستاره مرده كه يك كوتوله سفيد ناميده مي شود بشكل يك نقطه داغ سفيد در مركز تصوير ديده مي شود. تمامي مواد گازي رنگي كه در تصوير ديده مي شوند زماني قسمتي از اين ستاره مركزي بودند. اما اين مواد در خلال پرتابهاي ناشي از مرگ ستاره و گذار به كوتوله سفيد از ستاره جدا شدند. تشعشع فوق بنفشي كه اين كوتوله سفيد رها مي سازد مولكولهاي محيط اطراف را از درون به سمت خارج گرم و ناپايدار مي سازد.

مانند يك اجاق برقي كه به آرامي از قسمت مركزي شروع به گرم شدن مي كند ، گرم ترين و داغ ترين مولكولهاي گازي بصورت باريكه هاي آبي رنگ در مركز سحابي ديده مي شوند. گذار به مولكولهاي خنك تر و پايدار تر به وضوح و با تغيير رنگ گاز از آبي داغ به زرد داغ ديده مي شود.

منبع:parssky.com

روئیت هلال شامگاهیه اول محرم الحرام

امروز میتوانید هلال زیبای اول محرم الحرام را روئیت کنید...ارزشش را داره!

مقارنه ماه و خورشید برای ماه محرم 1427 هجری قمری در ساعت 14:14 روز یکشنبه 29 ژانویه 2006 به وقت بین المللی ( ساعت 17:44 روز یک شنبه 9 بهمن 1384 برابر با 28 ذیحجه 1426 به وقت رسمی ایران ) روی خواهد داد. در غروب روز دوشنبه 10 بهمن 1384 و در مناطق مركز ي ايران نزديك به 24 ساعت از مقارنه ماه و خورشيد سپري شده و در زمان غروب خورشيد ، هلال ماه بيش از 10 درجه از افق ارتفاع دارد. اين هلال كه داراي ضخامت 47/0 دقيقه قوسي بوده و كمي بيش از يك ساعت مكث دارد ، در تمام پهنه ايران با چشم غير مسلح قابل رويت خواهد بود. هلال ماه در لحظه غروب خورشيد حدود 8 درجه با خورشيد اختلاف سمت دارد و تقريبا" در هر 6 دقيقه ، 1 درجه از اختلاف سمت آن با محل غروب خورشيد و هر 5 دقيقه 1 درجه از ارتفاع آن كاسته خواهد شد. بنابراين اگر براي مثال بخواهيد رصد را 15 تا 18 دقيقه پس از غروب خورشيد آغاز كنيد ، ابتدا محل غروب خورشيد را مشاهده كرده و آن را نشانه گذاري كنيد و 15 تا 18 دقيقه پس از غروب خورشيد ، از اين محل نشانه گذاري شده ، 5 درجه در سمت به طرف چپ بچرخيد. حال در ارتفاع حدود 7 درجه اي از افق به دنبال هلال بگرديد.

منبع:سایت کمان آسمانی

طالع بینی

خوبه؟!!بده؟!!

دو ماه پیش که در باشگاه نجوم آذرماه که در امیرکبیر برگذار شده بود، شرکت کرده بودم،آقای بابک امین تفرشی سخنرانی ای با موضوع یلدای ایرانی اجرا کردند.در یک قسمت از صحبت هایشان به طالع بینی و ستاره شناسی اشاره کردند و گفتند:این کتب طالع بینی به حدود 2000 سال پیش برمیگردد،و مطلبی نیست که امروزه نوشته شده باشد.بر این اساس و با توجه به این که جای هر صورت فلکی در آسمان هر قرن 1.5 درجه تغییر میکند، و این طالع بینی ها در 20 قرن پیش نوشته شده است،پس جای صورت فلکی ها از آن زمان تا کنون حدود 30 درجه تغییر کرده است و این 12 برجی که هر یک به ماه به خصوصی بر میگردد ،دیگر صحیح نمی باشد.یعنی به طور مثال صورت فلکی حوت دیگر در ماه اسفند قرار ندارد.

همه ما دوست داريم پيشاپيش از سرنوشتمان باخبر شويم، دوست داريم بدانيم در هر لحظه، بهترین کاري که بايد انجام دهيم چيست، دوست داريم ازنتيجه کارهایمان پيشاپيش اطلاع پيدا کنيم و مهمتر اينکه، دوست داريم خود را بشناسيم، شناختي که به طور معمول به راحتي به دست نمي‌آيد، اما ما دوست داريم به راحتي به دست‌اش آوريم .حتما همه شما تجربه خواندن کتاب‌هاي طالع ‌بيني را داريد و مي‌دانيد که اساس اين موضوع بر اين باور استوار است که اجرام آسماني، بر زندگي انسان‌ها و حوادثي که رخ مي‌دهد تأثير گذارند در غير اين صورت، بهتان تبريک مي‌گويم!!

یکی از کارهایی که در طالع بینی صورت میگیرد ،نسبت دادن خصوصیات اخلاقی خاصی ،به متولدین ماههای مختلف است.بر این اساس که هنگام تولد آنها خورشید در چه صورت فلکی قرار داشته ، برای مثال متولدین ماه دی را در نظر بگیرید، طالع بینان می‌گویند که هنگام تولد آنها خورشید درصورت فلکی جدی قرار داشته و به خاطر موقعیت خورشید دارای خصوصیاتی به شرحی که می‌دهند هستند‌ در مورد این که چگونه موقعیت خورشید می‌تواند بر ویژگیهای اخلاقی تأثیر بگذارد بحثی نمی‌کنیم، اما در این مورد که امروزه هنگام تولد فردی در دی ماه ، خورشید در صورت فلکی جدی نیست چه بگوییم‌؟ در گذشته در ماه دی خورشید در صورت فلکی جدی قرار می‌گرفته اما به سبب حرکت تقدیمی ‌زمین ، به مرور زمان مکان خورشید در ماههای مختلف دگرگون شده بطوری که امروزه در دی در صورت فلکی دیگری قرار می‌گیرد و در آینده باز هم در صورت فلکی دیگری ‌... یک فرض نادرست که پایه و اساس تمام کارهای بعدی است!

پس این طالع بینی چیزی جز سرگرمی و شاید بهتره به آن عنوان وقت گذرانی را داد چیز دیگری عاید ما نمیکنه!!!

نظر شما چیه؟ شما تا چه حد به این موضوع اعتقاد دارید؟!! .

با کمک کمی ازمنبع:http://daneshnameh.roshd.ir

آسمان بهمن ماه/قسمت اول

آسمان شب زیباست

* ماه در بهمن

شنبه شب اول بهمن، ماه کمترین فاصله را با ستاره سماک اعزل دارد و آدرسی برای شناخت حوزه صورت فلکی خوشه می باشد،بعد از نیمه همین شب با فاصله 26 دقیقه قوس سمت راست و پایین ماه این ستاره را ببینید.علی رغم آنکه ماه نزدیک 1 بامداد یکشنبه دوم بهمن طلوع می کند، اما ساعت 18:44 شامگاه همین روز در وضعیت تربیع آخر قرار می گیرد. کمترین فاصله ماه با ستاره قلب العقرب حدود چهار ونیم درجه سمت چپ و پایین هلال شبهای آخر در بامداد چهارشنبه 5 بهمن دیده می شود.

همانگونه که در بخش رویت هلال می بینید ساعت 17:45 روز یکشنبه 9 بهمن، ماه در وضعیت مقارنه است. رصد هلالهای صبحگاهی و شامگاهی را فراموش نکنید. هنگام رویت هلال ماه محرم، ماه تقریباً در حضیض زمینی قرار دارد. ماه و اورانوس در شامگاه سه شنبه 11 بهمن حدود ساعت 19:00 کمتر از 2 درجه با یکدیگر فاصله زاویه ای دارند و ماه در سمت چپ سیاره اورانوس است.

یکشنبه 16 بهمن ساعت 10 صبح،ماه در صورت حمل به تربیع اول می رسد.

* سیارات در ماه بهمن

تیر علیرغم آنکه به صورت فکلی سطل آب می رسد،درمجاورت خورشید بوده و غیرقابل مشاهده است.

ناهید با قدر 5/4- هنوز سمت ملکه آسمان را حفظ نموده اما در افق صبحگاهی در حوزه صورت فلکی کمان جاخوش کرده است.یک درصد روشنائی هلال زیبای این سیاره بوده است که در ابتدای این ماه به 6% می رسد.

بهرام سرخ رودرصورت گاو خیمه زده است وبااجرام جذاب این صورت فلکی مصاحبت دارد و در افق شامگاهی است.

منبع:سایت نجوم آماتوری

پ.ن:یار بی پرده از در و دیوار متجلیست یا اولی الابصار

كهكشاني از ماده تاريك

 

 شواهد عنوان مي كنند اين ابر كه در خوشه سنبله (Virgo) و در فاصله 50 ميليون سال نوري از زمين قرار دارد  يك كهكشان تاريك است كه نور ستاره اي منتشر نمي كند. آنها بر اين باورند كه اين كهكشان تاريك فاقد ستاره است و مقدار كمي هيدروژن خنثي در خود دارد كه امواج راديوئي منتشر مي كند.  نتايج رصدهاي اين اخترشناسان نه تنها به وجود يك كهكشان تاريك اشاره دارد بلكه راز طولاني همسايه آن كه بطور عجيبي كشيده شده است را توضيح مي دهد.

 

رصد هاي جديد كه با استفاده از راديو تلسكوپ سنتز وستربورك در هلند انجام شد نشان مي دهند كه گاز هيدروژن موجود در VIRGOHI 21  در حال چرخش است كه بيانگر وجود يك كهكشان تاريك با جرمي بيش از ده بيليون برابر جرم خورشيد است كه فقط 1 درصد آن هيدروژن و بقيه آن ماده تاريك مي باشد.

 

اما اين نتايج و شواهد تمامي اطلاعات آشكار شده در مورد اين ابر نيست. ممكن است اين نتايج معماي قديمي در مورد يك كهكشان نزديك را حل كند. كهكشان NGC 4254  با داشتن يك بازوي دوار كه بزرگتر از بقيه بازوها است يك كهكشان نامتقارن است. اين ناهمساني معمولا در نتيجه تاثير يك كهكشان مجاور است كه تا بحال كشف نشده بود. اين گروه از اختر شناسان بر اين باورند كه  VIRGOHI 21  عامل اين نامتقارني است. كهكشان تاريك با جدا كردن گاز NGC 4254  يك ارتباط موقت بين هر دو كهكشان ايجاد مي كند و باعث كشيده شدن بازوي كهكشان مارپيچي مي شود. با ادامه حركت VIRGOH1  ، هر دو كهكشان از هم جدا شده و بازوي غير عادي NGC 4254  به حالت اوليه باز مي گردد.اين گروه از اختر شناسان مي گويند كه VIRGOHI 21    يك كهكشان تاريك است. آنها اميدوارند كه با استفاده از ابزار جديد ALFA در رصد خانه Arecibo تعداد بيشتري از اين كهكشانها را كشف كنند.

 منبع:parssky.com

پ.ن:این دو بیت شعر هیچ ربطی به نجوم نداره اما قشنگه.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


 

تصاویر سه بعدی از سطح مریخ

از تمامی دوستان میخوام که همه عکس ها را ببینند.چون خیلی جالبه .حالا درسته که تا باز شدن عکس یه کم طول میکشه .اما می صرفه....                                                                                                                                                                    

تمام عکس ها با دوربین های سه بعدي با کیفیت بالای مارس اکسپرس ((High resolution Stereo camera وياHRSC    گرفته شده اند.

اطلاعات ارسال شده توسط مدار گرد Mars Express (مدار گرد مريخ)به دانشمندان و عموم نگاهی کاملاً جدید از سياره بهرام می دهد.

دره ماریز: شکاف کارما تنها یک قسمت کوچک از سیستم دره ای است که دره ماریز را تشکیل می دهد، این شکاف درة غول پیکر از سمت غرب به شرق و با طول Km 5000 و در عرض  13 درجه جنوبی کشیده شده است. عریض ترین قسمتهای شکاف از 60 تا 100 كيلومتر گسترده شده اند و عمیق ترین قسمتهای کف دره با حدود 8-9 كيلومتر عمق، پایین جلگه های مجاور کشیده است.

باترکیب عکسها مثل این اطلاعات طیفی،دانشمندان تاریخ زمین شناسی دره ماریز را باهم ترکیب می کنند . این عکس ها حدوداً 3-4 بار به صورت عمودی بزرگ شده اند.

 

منبع:سایت نجوم آماتوری                                                                                  عکس بعدی

يافته جديد جميني / سن شما در دیگر سیارات

این عکس  به تازگی توسط تلسکوپ جمینی در شیلی گرفته شده،این حباب گازی غول پیکر در فاصله 325 سال نوری از ما قرار گرفته و آماده است تا تعدادي از همسایگان خود را ببلعد.

این ناحیه از فضا هم زمان با کشف قسمتی از ابر ماژلانی بزرگ شناخته شده است.این حباب از انفجار یک یا چند ستاره پرجرم در مرکز خوشه و تبدیل آنها به ابرنواختر شکل گرفته است . فلیپ میسی اخترشناس رصدخانه لوول در آریزونا می گوید:هنگامی که به سرعت گازها در ابرها نگاه میکنیم در اندازه حباب ناسازگاری میبینیم و انتظار داریم که این سرعت باد از درون خوشه هایی با ستارگان پرجرم باشد.اخترشناسان توسط رصدخانه لوول در آریزونای آمریکا کسانی هستند که این ناحیه از آسمان را مطالعه می کنند.

میسی میگوید: ابرنواختر،توانایی توضیح در باره سن ستاره مرکزی، و جهت یابی و شکل ابر ها را داراست. 

 

منبع: اگه گفتین از کجاست؟!

 

پ.ن:به سایت زیر مراجعه کنید و با دادن سال و ماه و روز تولد خود  از سن خود در دیگر سیارات آگاه شوید. رویه اینجا کلیک کنید.

بارش شهابي ربعي

بارش شهابي ربعي در 14-13 دي ماه به اوج مي رسد. 

بارش شهابي ريعي يكي از چند بارش شهابي فعال ساليانه است. ربع نام صورت فلكي كوچكي بوده است كه در تقسيم بندي انجمن بين المللي نجوم جزيي از صورت فلكي عوا محسوب شده است. به همين دليل نام اين بارش شهابي براي خيلي ها آشنا نيست. اما علاوه بر اين زمان نا مناسب اين بارش براي رصد مزيد بر علت است. هر سال بارش شهابي ربعي در 14-13 دي ماه به اوج مي رسد. سرد بودن هوا در اين زمان باعث مي شود كه رصدگران كمي به رصد آن بپردازند. علاوه بر اين كم بودن ارتفاع كانون بارش باعث مي شود كه رصدگران بخشي از شهابهاي اين بارش را از دست بدهند.كانون اين بارش پس از نيمه شب از شمال شرق طلوع مي كند و در ساعت 5 بامداد به ارتفاع حدود 50 درجه مي رسد. شهابهاي اين بارش  سرعت نسبتا" كمي دارند.

ادامه نوشته

با مشاهیر (بطلیموس)

   

دوستان :ما از این به بعد هر از چند گاهی راجع به یکی از مشاهیر بزرگ جهان مطالبی را خواهیم نوشت.امیدواریم نظرتون را جلب کنه...

کلود بطلمیوس در سال 168 میلادی در اسکندریه چشم به جهان گشود .در روزگاریکه بطلمیوس میزیست مرکز علمی جهان از یونان به اسکندریه تغییر مکان داده بود:و در این شهر بزرگان ،مخترعان ، مکتشفان و دانشمندان میزیستند ،بنابراین کلود توانست از این مجمع مهم علمی استفاده سرشاری کند.در نجوم و ریاضی از دانشمندان بزرگ و صاحب نظر شد.در کار رصد ستارگان مطالعات فراوانی بعمل آورد و کتابی بنام مجسطی تالیف کرد که حاوی نظریات کودکانه و علمی این دانشمند است.از تحقیقات بطلمیوس می توان اندازه گیری فاصله زمین تا ماه ، تهیه فهرست اسامی ستارگان ، اصلاح طرح علم مثلثات را نام برد.

برترین دستاورد های علمی سال

رتبه اول در سال جاری به طور مشترک به چندين مجله معتبر «ساينس» که در آمريکا چاپ می شود در پايان هر سال فهرست ۱۰ پيشرفت علمی عمده ۱۲ ماه گذشته را معرفی می کند. اكتشافاتی که ساز و کار ظريف تکامل را روشن می کند اعطا شده است.

تيتان دورترين جرم آسمانی است که انسان روی آن يک کاوشگر نشانده است

رتبه دوم اين فهرست پيشرفت های کاوشگران روبوتيک در فضا به خصوص کاوشگر "هويگنس" که روز ۱۴ ژانويه بر تيتان، يكي از اقمار زحل ، فرود آمد را مورد توجه قرار می دهد. تيتان دورترين جرم آسمانی است که انسان بر آن يک کاوشگر فرود می آورد. اين پروژه موفقيتی بزرگ برای آژانس فضايی اروپا به حساب می آيد. هويگنس سوار بر فضاپيمای آمريکايی کاسينی به مدار کيوان منتقل و از آنجا به سوی تيتان پرتاب شد.اطلاعاتی که هويگنس هنگام عبور از جو غليط تيتان و فرود بر سطح آن تهيه کرد شرايط حاکم بر کره ای که احتمالا به دوران کودکی زمين در 6/4 ميليارد سال قبل شباهت دارد را روشن می کند.دانشمندان می گويند احتمال دارد برخی از کنش ها و واکنش های شيميايی که زمينه را برای ظهور حيات در زمين فراهم کرد اکنون در تيتان درحال وقوع باشد.

انتخاب چهارم هم مربوط به نجوم بود. 

ستارگان نوترونی  - تلسکوپ های زمينی و فضايی به درک علل پديده های واقع شده در ستاره های نوترونی کمک کردند؛ ستاره های نوترونی اجرامی به کوچکی شهرهای زمينی با چگالی بسيار بالا هستند. ادامه را اينجا بخوانيد

 منبع:parssky.com

برخورد شهاب سنگی با سطح ماه

 

دهانه ای جدید به دهانه های سطح ماه اضافه شد.منجمان انفجاری کوچک را در شمال غربی دریاچه ایمبریوم را ثبت کردند،انفجاری که بوسیله یک شهاب سنگ ایجاد شد.

از آن جایی که این برخوردها معمول نیستند اما در سال 1999 اولین بخورد ثبت شد.این رصد جدید در 7 نوامبر ثبت شده است.

این شهاب سنگ حدود 12 سانتی متر قطر دارد و دهانه با عمق 3متر ایجاد کرده است.

این انفجار قدری حدود 7 داشت که حداقل میزان قدر برای برای چشم است.

6عکس متوالی از این برخورد

تعداد زیادی از این نوع شهاب سنگها به سمت زمین در حال حرکت هستند اما در جو زمین نابود می شوند.

گفتنی است: پروژه بررسی برخوردهای شهاب سنگها با سطح ماه از سوی ناسا انجام می گیرد تا میزان قدرت آنها اندازه گیری شود. این پروژه به منظور شناسایی رخدادهای سطح ماه برای ارسال و استقرار وسایل جدید روی سطح این کره است.گویا ناسا به فکر سفر دوباره به ماه است.

منبع:سایت نجوم آماتوری

عناصر اساسی حیات در صفحه زاینده سیاره‌ها

اختر شناسان برای نخستین بار برخی از ترکیبات اساسی که برای ایجاد مولکولهای آلی ضروری می باشند و همچنین پروتئین های موجود در DNA را که در محل زایش سیاره است کشف کردند.

مولکولهای اساسی حیات در سرتاسر کیهان پراکنده هستند. این مولکولها در ابرهای کهکشانی دوردست ، دنباله دارها و سیارکهای در حال عبور و سیاره های منظومه خورشیدی ما جمع شده اند. اما دانشمندان هنوز نمی دانند این مولکولها چگونه در ابتدا گرد هم آمده تا حیات را شکل دهند.

 

اختر شناسان اکنون برای نخستین بار برخی از ترکیبات اساسی که برای ایجاد مولکولهای آلی ضروری می باشند و همچنین پروتئین های موجود در DNA را در نواحی درونی یک صفحه که محل زایش سیاره است کشف کردند. مارک کاسیس از رصد خانه W. M. Keck می گوید" ما مولکولهای آلی را در دنباله دارها و سیاره های گازی غول آسای موجود در منظومه خورشیدی خودمان مشاهده می کنیم اما منشا این مواد شیمیائی برای ما ناشناخته است. اکنون تلسکوپ فضائی اسپیتزر به ما اجازه می دهد که این اجرام ستاره ای جوان را به شیوه ای نوین و آشکار کننده مورد مطالعه قرار دهیم و بدین ترتیب سر نخهای مهیجی در مورد محل تولد حیات در کیهان در اختیار ما قرار می دهد.

 

جرم جوان مورد نظر - IRS 46 - در کهکشان راه شیری و در فاصله حدود 37۵ سال نوری از زمین در صورت فلکی Ophiuchus واقع است. محققین دو ترکیب آلی -استیلن و سیانید هیدروژن- را در این جرم ردیابی کرده اند که مقدار آنها حدودا ده هزار برابر بیشتر از مقدار یافت شده در گازهای سرد بین ستاره ای است که ستاره ها در آنجا متولد می شوند. این ترکیبات معمولا در جو سیاره های گازی بزرگ موجود در منظومه خورشیدی ما ، سطوح یخی دنباله دارها و همچنین جو بزرگترین قمر زحل - تایتان- یافت می شوند...

ادامه نوشته