شکل گیری جهان و...
یکی از اعضای هسته نجوم به نام آقای محمد محمدی ستوده، مطلبی را از آنچه که تا حال در این زمینه مطالعه کردند ارائه دادند که خواندن آن و پیگیری ادامه آن حتما جالب خواهد بود.ازشون تشکر میکنم....

پس از نظریه داروین،انسان به دنبال پاسخ گویی به پرسشهای دیگر رفت: اینکه ما چگونه در میان حیوانات شکل گرفته ایم و پیشرفت کردیم؟حیوانات چگونه شکل گرفتند؟،حیات چگونه به وجود آمد؟،تا اینکه رسیدیم به این که زمین چگونه،چه موقع و از کجا به وجود آمد؟ چگونه تحول یافت؟ و چرا آماده رشد حیات پیچیده شد؟ بی توقف،به دنبال این رفتیم که ستارگان و منظومه ها چگونه شکل گرفتند؟اکنون می گوییم :در زمانی انفجار بزرگی، از وسعتی بی نهایت کوچک و در زمانی بی نهایت کوتاه در محیطی بی نهایت چگال و با گرانشی غیر قابل تصور در محیطی که جنس آن معلوم نیست رخ داد.به غیر از آن چیز بی نهایت کوچک در هستی مادی هیچ نبود.یک عالم نوظهور چگونه منبسط می شود؟ اکنون این منظومه بزرگ را میبینیم که در آن دهها میلیارد کهکشان گوناگون وجود دارد،که هر کدام از آنها دارای صدها میلیارد ستاره ی گوناگون با ویژگی های منحصر به فرد خود هستند، و به دور بعضی از آنها منظومه ها و سیاراتی در گردشند و در یکی از آن بی نهایت ها،زمینی با حیات و انسانهایی پر قیل و قال وجود دارد.این مطالب یک واقعیت عینی است.اما اگر از این پرسش (که آیا ما یکی در این بی نهایت هستیم؟)بگذریم،از لحاظ علمی و آماری آیا ممکن نیست که نه یکی بلکه بسیار تمدن های دیگر در این کیهان وجود داشته باشد؟به پرسش دیگری باید پرداخت که چرا و چگونه باید از آن بی نهایت کوچک، این کیهان منظم،دقیق و زیبا به وجود آید؟و چرا باید این چنین شرایط دقیق و ظریفی را داشته باشد؟تا در دل خود حداقل یک حیات را به وجود آورد.
ادامه دارد...